تبليغاتX
اصول شناخت و تغییر
هر کس دغدغه تغییر ندارد وارد نشود

درس هفته هفتم

 

ايگوهاي شهوت

هر جستجويي در درون سريعاً با شهوت و تمايلات جنسي روبرو خواهد شد. وجه روحاني اين موضوع كه آلكمي خوانده مي‌شود در دوره سفر به روشن‌ضميري پوشش داده شده است. در اينجا فقط اطلاعات مختصري راجع به شهوت (Lust) مي‌آيد و شما ابزارهاي مواجهه با آن را در اين دوره نخواهيد داشت. همچنين طريقه استفاده روحاني از آن را هم تا دوره سفر به روشن‌ضميري نخواهيد دانست. اما به هر حال از آنجاييكه هر مطالعه‌اي در شناخت خود بدون آن ناقص است، در اينجا مقداري اطلاعات اساسي درباره شهوت آمده است.

 

ايگوهاي شهوت

به تعداد دانه‌هاي ريگي كه در مشت مي‌گيريد، ايگوهاي شهوت وجود دارد. شهوت مي‌تواند شخص را به بندگي خودش بگيرد. شهوت اساس ايگوها است و همه كساني كه در بند قدرتش هستند را براي چرخ زندگي به كار مي‌گيرد. همينكه يكي در ماده (matter، جسم‌هاي فيزيكي) غرق مي‌شود، يكي به ماده وارد مي‌شود!

نهايت كار روحي، جنسي (sexual) است. انرژي‌ها با آلكمي براي بيدارسازي به كار گرفته مي‌شود، در حاليكه ايگوهاي شهوت براي توقف كار روحي نبرد مي‌كنند. ايگوهاي شهوت از فرايند تكامل به وجود آمده‌اند و جوانه‌هاي آنها بوسيله ذهن خلق مي‌شوند. آنها حتي مي‌توانند در يك استاد بيدار شده، دوباره متولد شده و باعث سقوط او شوند.

در يك رابطه جنسي معمولي، يك جاذبه جنسي ساده بين زن و مرد وجود دارد. اما با يك ذهن آفرينشگر، اين ايگوها از يك زندگی به زندگي ديگر [در مورد موضوع زندگي‌ها در دوره سفر به روشن ضمیری بحث شده است] چندبرابر شده، باعث به وجود آمدن تمايلات در شخص، يكي پس از ديگري مي‌شوند، از كشش ذهن، انرژي مي‌گيرند و آن را به بخش‌هاي زياد ديگر، به وسوسه‌هاي مختلف و به ايگوهاي ديگر مي‌فرستند. اين ايگوها حتي مي‌توانند عمل جنسي را هم تغيير دهند.

اگر به حيوانات نگاه كنيم، مي‌توانيم ايگوهاي بسيار اساسي را در حال فعاليت ببينيم. در دنياي حيوانات اينها براي يافتن يك جفت مناسب به كار مي‌روند. در دنياي انسانها نيز اينها همان منظور را برآورده كرده و اساس رفتار جنسي بين زن و مرد را پايه‌ريزي مي‌كنند.

زنان خودشان را جذاب مي‌كنند، بسياري هم لباسهايي مي‌پوشند تا بر بخش‌هاي جنسي خود تأكيد بيشتري كنند، برخي به خاطر نحوه آرايش، لباسها، موها و غيره دچار آزار هم مي‌شوند، همه اينها براي اينكه با لاس زدن با مردها يا حركات خود، زيركانه و ماهرانه يا واضح و آشكار در يك فرايند جنسي، آن ايگوها را در مردان تغذيه كنند تا توجه آنها را جذب كنند.

مردان قصد دارند تا زنان را تحت تأثير قرار دهند، شهوت را با نگاه حتي به زنان در خيابان تغذيه كنند به اميد اينكه پاسخ شهوت‌آلود دريافت كنند، گاهي هم با صدا كردن آنها، با خيالبافي در ذهن يا با تصاوير پورنوگرافي و حتي با تصاوير زيركانه تلويزيون و سينما. مردان قصد دارند تا زنان را با پرستيژ، پول و قدرت تحت تأثير قرار دهند. تا موقعي كه ادعا يك بخش تمايلات جنسي مردان است، خشونت به طور نزديك شهوت را دنبال مي‌كند كه مي‌تواند در بسياري از كلوپهاي شبانه سرتاسر دنيا مشاهده شود.

لاس‌زني (flirting) به كار خود ادامه مي‌دهد، از اين طريق است كه شهوت تغذيه مي‌شود. لاس مي‌تواند يك نگاه، حركت، تماس، نزديك شدن به طرف شخص، حرفهايي كه شايد حتي با توضيحات دلالت كننده گفته شود، جوكها يا حتي مي‌تواند يك لبخند باشد. يك لبخند پسنديده از جانب يك طرف مي‌تواند به راحتي از طرف شخص شهوت‌آلود به اشتباه گرفته شود. همه اينها به عنوان رفتارهاي طبيعي تلقي شده و چشم‌پوشي مي‌شوند، اما اگر شما با اينها مخالفت نكنيد و در حال مشاهده باشيد، متوجه حضور شهوت در آنجا خواهيد شد.

چقدر حاملگي‌هاي ناخواسته، بيماريهاي سرايت كننده و روابط ويران شده همه به عنوان نتيجه اينها اتفاق افتاده است؟ تمايلات جنسي ارضاء نشده باعث آشفتگي و مشاجرات در خانواده‌ها مي‌شود. مشاجرات و خشونتهاي خانوادگي به طور پنهان مي‌تواند ريشه در محروم‌سازي جنسي داشته باشد. فقدان تمايل به خاطر تغذيه شهوت مي‌تواند علت ضمني و پشت پرده تلخي زياد در روابط باشد.

تغذيه ايگوهاي شهوت مي‌تواند به طور پنهان در ذهن تصاويري ايجاد كند كه بعداً در خوابها مناظر و اتفاقات شهوت‌آلود را مي‌سازند. در دنياي فيزيكي يك اتفاق ممكن است حتي براي يك لحظه گذرا باشد، اما آنچه واقعاً مطلوب ايگو است به وقوع پيوسته است.

 

رمانس و عاشق شدن

طبيعت براي نزديك كردن دو نفر به منظور انجام عمل جنسي و كنار هم ماندن آنها براي زاد و ولد و مراقبت از توليدشان، راهي دارد. اين راه همان چيزي است كه عموماً "عاشق شدن" (در عشق افتادن) ناميده مي‌شود. اگرچه عشق حقيقي به طور واضح وجود دارد، اما عشق حقيقي از حالاتي كه از شهوت منشأ مي‌گيرد متفاوت است.

در وجه شهواني، دو نفر با هم مواجه مي‌شوند و يك مجموعه برنامه‌ريزي شده ايگوها در مراكز جنسي، احساسات و تفكر توليد حس مي‌كنند، اين همان عاشق شدن است. اما بدون عشق حقيقي اين حالت بزودي مضمحل شده و روابط سحرشده مي‌تواند براحتي از هم گسسته شود در حاليكه دو مجموعه ايگو را در نبرد با يكديگر تنها مي‌گذارد و يا حداكثر اينكه طرفين براي ملاحظه روابط، ناگزير در كنار هم مي‌مانند.

تمايل جنسي هرگز براي مدت طولاني ارضاء نمي‌شود. كسي كه با شريك خود رابطه جنسي دارد، سرانجام آن علاقه جنسي شديد اوليه را از دست داده و مخفيانه يا آشكارا به دنبال ديگران خواهد رفت. اين در آلكمي اتفاق نمي‌افتد، موقعي كه مغناطيس دوطرفه، جذابيت دوطرفه را حفظ و افزايش مي‌دهد.

برخي به دنبال شريك‌هاي مختلف هستند تا ايگوهاي خود در "عاشق شدن" را ارضاء كنند. آنها اغلب با سوءاستفاده از عواطف ديگران به ارضاء شهوت مي‌پردازند و همينكه شهوت ارضاء شد با به جاگذاشتن دلشكستگي به سوي ديگري مي‌روند.

خوشبختانه عشق حقيقي وجود دارد كه از گوهر هستي (essence) مي‌آيد. اين عشق است كه در اين مسير با تقويت گوهر هستي و صورت جسماني يافتن بخش‌هاي وجود، توسعه داده مي‌شود. اين عشق در هيچيك از مراكز پست رخ نمي‌دهد. اين عشق سيماني است كه يك رابطه را نگه مي‌دارد. شهوت دشمن رابطه عاشقانه و پايدار است.

 

تمايلات جنسي پست

با عدم تعادل در مراكز، انرژي جنسي به چهار مركز ديگر رفته و سپس به مركز جنسي برمي‌گردد. اين باعث بوجود آمدن ايگوهاي جنسي در همه چهار مركز ديگر مي‌شود. به اين ترتيب، افكار پر از تخيلات و وسوسه‌هاي حتي آزاردهنده مي‌شود. بعد از اين شخص به طور اجباري به سكس فكر مي‌كند. اين به نوبه خود ايگوهاي جنسي بيشتر و بيشتري را بوجود مي‌آورد. اين چگونگي افتادن يك شخص در روابط جنسي پست (infra-sexuality) با همه تحريفاتش در انرژي‌هاي جنسي است.

هر چه يك تخيل يا حس جنسي در هر يك از مراكز، بيشتر تغذيه شود، آن ايگو بيشتر وجود شخص را خواهد گرفت و جذابيت تمايلات جنسي قبلي با تسلط جديدترها كمتر خواهد شد. به اين ترتيب تمايلات جنسي فرد از جذابيت اصلي خودش تغيير خواهد كرد تا اينكه از نقطه آغاز خودش بسيار فاصله گرفته و در تمايلات جنسي پست غرق خواهد شد.

ايگوهاي شهوت مي‌توانند همه نوع تحريفي به وجود بياورند. تنفس در سكس نقش بازي مي‌كند، براي همين تحريفات تمايلات جنسي مي‌توانند به آنجا هم نفوذ كنند. ايگوهاي جنسي در مركز غريزه باعث خروجي‌هاي دهشتناكي مي‌شوند. تجاوز، قتل... افكار شهواني به مركز تفكر حمله برده و هيجانات جنسي به داخل مراكز محركه و احساسات نفوذ مي‌كنند، لذات جنسي فرد را گرفتار مي‌كنند تا دوباره و دوباره برگشته تا به او حمله كنند.

اين يك مارپيچ سقوط است كه فرد را به دام انداخته و برده خود مي‌كند و او را بيشتر و بيشتر به تمايلات جنسي پست مي‌كشاند.

ايگوهاي شهوت نافذ هستند، حسيات بوجود آمده بوسيله ايگوها مي‌توانند فضاي شهوت‌آلودي را بر يك مكان يا اتفاق حكمفرما كنند. اين فضاها و تصاوير ذهني در شب و در مناظر خوابها دوباره زنده مي‌شوند تا دوباره آن مكانها و موقعيتها را شكل دهند.

 

خودارضايي

خودارضايي (Masturbation)، ايگوهاي جنسي جديدي را سريعاً خلق كرده و تقويت مي‌كند. همچنين باعث خلق incubi و succubi مي‌شود كه ايگوهايي چنان قدرتمندند كه زندگي خودشان را در استرال توسعه مي‌دهند و همراه با سرسختي، با تمايلات پي‌درپي خود به شخص حمله مي‌كنند. اين انواع خاص ايگوها فقط در آلكمي به صورت كامل قابل حذف هستند، هنگامي كه آتش مقدس روشن شده باشد.

خودارضايي همينكه شروع شد، يك نيروي اجباركننده مي‌شود براي همين بايد مانند يك اعتياد ترك شود. تغذيه وسوسه‌ها، تمايلات جنسي را به سمت آنها مي‌كشاند كه باعث ناتواني جنسي و يا فقدان تمايل به داشتن رابطه جنسي در زندگي واقعي مي‌شود. انرژي گرانبهاي جنسي تحليل رفته و ناتواني جنسي درازمدت حاصل مي‌شود. همچنين مغز به صورت زيان‌آوري تأثير مي‌پذيرد، قابليتهاي ذهني كاهش پيدا كرده و شخص ضعيف مي‌گردد.

هيچكس نمي‌تواند خودارضايي كند و در عين حال در مسير روحي قدم بردارد.

 

همجنس‌گرايي

خودارضايي قدرت ايگوها را افزايش مي‌دهد و باعث خلق ايگوهاي جديدي شده كه بر قبلي‌ها مسلط مي‌گردد و راهي است كه يك فرد همجنس‌باز مي‌شود و اين راهي است كه به قهقرا مي‌رود و بعد از يك نقطه مشخص، راهي براي بازگشت از آن نيست، حتي اگر شخص به تمرين آلكمي بپردازد. ايگوها محركات جنسي اصلي را به غايت تغيير داده‌اند. اگر ايگوها روشي كه فرد راه مي‌رود را تغيير دهند به عنوان مثال يك مرد شبيه زنان راه برود، اين نشانه آن است كه فرد به نقطه بدون بازگشت رسيده است.

اين ايگوها از يك زندگی به زندگی ديگر تكثير و تقويت مي‌شوند و همانطور كه آمدن به اين زندگي با ايگوهاي زندگي گذشته است، شخص با تمايل جنسي به هم‌جنس خودش متولد مي‌شود، و رفتار و منش جنس مخالف را دارد، جسمي كه بازتاب درونيات آن است، مونث همچون مرد و مذكر همچون زن به نظر مي‌رسد و جسم حياتي كه به صورت غلط پلاريزه شده است.

اين فرايند همچنين بر هورمونها تأثيرگذار است؛ هورمونهاي جنسي ماده باعث رفتارها و اندامها و ويژگيهاي فيزيكي زنانه مي‌شود، در حاليكه در مردان باعث اندامها و ويژگيهاي فيزيكي مردانه مي‌شود. در اين تمايلات جنسي، مشخصات متضاد حاصل مي‌شود.

مشخصات جنسيتي اوليه، اندامهاي جنسي هستند و مشخصات ثانويه؛ منش، توزيع موها و چاقي، صدا و الگوهاي گفتار، برآمدگي پستانها، لبها و غيره هستند. همانطور كه فانتزي افزايش مي‌يابد، شخص از تغذيه مشخصات ثانويه مخالف لذت مي‌برد، همانطور كه ويژگيهاي مخالف رشد مي‌كنند، هر تغييري در اين جهت باعث افزايش گرايش به هم‌جنس مي‌شود و اين از یک زندگی به زندگی ديگر مي‌رود. در انتهاي اين فرايند، شخص يك transsexual متولد مي‌شود كه داراي مشخصات جنسيتي اوليه يك جنس و مشخصات ثانويه جنس ديگر است...

هنگامي كه جاذبه جنسي مغناطيس طبيعي معكوس شود، ديگر عقب‌زني نسبت به هم‌جنس وجود ندارد. اما جنس اصلي فرد هنوز همان است. اين هيچگاه درست نمي‌شود، انرژي‌ها تغيير يافته و پيوند دو هم‌جنس همچنان نيروهاي دافعه معيني توليد كرده و باعث خلق لاروهاي استرال مي‌شود. دو مغناطيس با قطبهاي همسان در كنار هم قرار گرفته و توليد نيروهاي دافعه مي‌كنند، براي همين رابطه جنسي بين دو قطب همسان مخلوطي از دو نيروي دافعه اساسي است، اگرچه به صورت جزئي به صورت ديگري پلاريزه شده باشند. در دنياي درون اين بسيار تنفرآور است.

 

شهوت و ناخودآگاه

ايگوهاي شهوت‌آلود به درون مراكز پنجگانه مي‌روند و از اينرو شهوت اساس همه ايگوها است، شهوت مي‌تواند نفوذ كرده و بخش عظيمي از ناخودآگاه را تشكيل دهد. تمايلات جنسي هم مي‌توانند به درون چهارچوب خودآگاهي شخص بروند هم بيرون آن و باعث بروز ناخودآگاهانه اعمال، رفتار و افكار شوند.

در شب، فانتزي‌هاي جنسي مي‌توانند كورس خود را فارغ از موانع جامعه و كدهاي اخلاقي رفتار، اجرا كنند، و در نتيجه حتي مردمان محترم ممكن است خود را در حال ارتكاب همه نوع اعمال جنسي ببينند.

هرچند اين بالاترين لذت است، اما شهوت بيشترين درد را نيز به همراه آن مي‌آورد. اين همان چيزي است كه هر كس را در برنامه طبيعت نگه مي‌دارد، اين هماني است كه همه ايگوها را حمايت كرده و تغذيه مي‌كند، افكار، حسيات، عواطف، تجارب روحي و خودآگاهي همه تبديل‌شده انرژي جنسي هستند كه هرچه از شهوت پاك‌تر باشد، حس روحي بيشتري مي‌تواند وجود داشته باشد و هرچه شهوت‌آلوده‌تر باشد، ايگوهاي بيشتر و انرژي‌هاي كثيف آن بيشتر غالب خواهد بود. اين انرژي جنسي است كه بخش‌هاي روحي را در درون مي‌سازد و دريافت مي‌كند. "كونداليني" همان انرژي جنسي است. [kundalini انرژي حياتي است كه هندوها اعتقاد دارند در تيره پشت نهفته است تا اينكه از طريقي همچون تمرينات يوگا براي رسيدن به روشن‌ضميري به كار فراخوانده شود].

 

عفت

عفت (chastity) براي رسيدن به روحانيت، حياتي است. اين فقط به معناي فقدان شهوت نيست، بلكه انرژي الهي است كه شهوت را دفع مي‌كند. عفت با حذف ايگوها، تعادل‌بخشي به مراكز و با تمرين درست آلكمي حاصل مي‌شود. همانطور كه شخص در مسير روحي پيش مي‌رود قدرت عفت واضح‌تر مي‌شود.

در اين كار روحي انرژي‌هاي كثيف شهوت‌آلود پاك مي‌شوند، ايگوهاي شهوت به تدريج حذف مي‌شوند و انرژي‌هاي يزدانيِ سعادت و آرامش، حاصل مي‌شود. شما نمي‌توانيد شهوت و كار روحاني را با هم داشته باشيد. شهوت و آرامش روحي دو چيز متضاد هستند و نمي‌توانند در كنار هم باشند، وجود يكي مستلزم نبود ديگري است.

 

تجرد

عفت نبايد با تجرد اشتباه گرفته شود، كه اين طبيعت انرژي‌هاي جنسي را كيمياگري نكرده و تغيير ماهيت نمي‌دهد، بلكه گريختن از رابطه جنسي است. به خاطر طبيعت اين انرژي‌ها، هر حالت و فكر درباره شهوت ويرانگر است و انرژي‌هاي جنسي را تغيير مي‌دهد. كساني كه مجرد مي‌مانند اغلب از انرژي‌هاي جنسي به ديگر مراكز كانال مي‌زنند و اين حالت عزب مي‌تواند يك بيزاري و دافعه نسبت به رابطه جنسي ايجاد كند و در نهايت اين افراد كشش جنسي خود را از دست مي‌دهند و اين از یک زندگی به زندگی بعدي منتقل مي‌شود.

فرد مجرد معمولاً در حالت ستيز است، در حاليكه در ظاهر نسبت به سكس خوددار است در درون در حال سوختن از تمايلات است و اغلب با خودارضايي و افتادن در تمايلات پست، بنده تمايلات خويش مي‌شود.

 

نكته‌هاي آخر

اراده و عزم لازم است تا جلوي ايگوهاي شهوت گرفته شود. مسأله تغذيه آنها يا انجام كار روحي است، اينها هر دو با هم جمع نمي‌شوند. هر كدام در جهات مختلف حركت مي‌كنند.

در آلكمي، انرژي‌‌هاي جنسي از آلوده شدن و پر شدن از ايگوهاي شهوت حفظ شده و به حالت خالصي كه با آن قادريد انرژي‌هاي تمايلات جنسي را به صورت غيرشهوت‌آلود به كار بريد، تبديل مي‌شوند.

ايگوها به طور كلي مراكز را دچار عدم تعادل كرده و حفاظت آنها را مختل مي‌كنند، به طوريكه شهوت وارد مي‌شود. بنابراين مهم است كه روي همه ايگوها كار شود تا مراكز از آنها بويژه از ريشه اصلي آنها كه شهوت است پاك شود.

همانطور كه ايگوهاي مختلف حذف مي‌شود و آلكمي تمرين مي‌شود، كشش جنسي به حالت طبيعي و دست‌نخورده اصلي خودش برمي‌گردد. آلكمي لازم است چون آتش يزداني است كه با آتش‌هاي شهوت مبارزه مي‌كند. بدون آن رهايي از زنجيرهاي شهوت غيرممكن است. شهوت فرد را در يك زندگي تلخ و دردناك بدون اميد به روحانيت واقعي نگه مي‌دارد.

ايگوها در را به روي عشق مي‌بندند و حذف ايگوها در را به روي عشق باز مي‌كند. عشق در زوجيني افزايش مي‌يابد كه آلكمي را تمرين مي‌كنند؛ كه با آن هر يك با حركت به سمت ديگري رشد مي‌كند. اين اساس كار روحي درست است. از آن در نهايت، سعادت وجود پديدار گشته، آرامش و شادي حقيقي حاصل مي‌شود، زنجيرهاي چرخ زندگي شكسته شده و شخص به آسمانها و آزادي مي‌رسد.

                                                                                                                  بلسبوب

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 14:58  توسط whoami