در زندگي، انواع مختلفي از روابط وجود دارد كه مدرسهاي است براي آموزش افراد. در اينجا انواع مختلف روابط و چگونگي درس گرفتن از آنها را بررسي ميكنيم.
من در يك درس نميتوانم تمام جوانب و جزئيات انواع مختلف روابط را با عمق آن شرح دهم، ولي اين به عنوان يك سرفصل و زمينه تحقيق شخصي كافي است، زيرا براي هر كس چيزي كه ارزش واقعي دارد آن چيزي است كه فرد شخصاً ميتواند در روابط روزمره خود و در تجارب رمزي خود كشف كند. بنابراين اين درس را به عنوان يك نقطه شروع براي كشف خود در روابطتتان در مدرسه زندگي تلقي كنيد.
روابط با ديگران
مهم است كه با هوشياري زندگي كنيم. اين با تمرين خودآگاهي با آگاهي و با افزايش درصد آن با حذف ايگوها ميسر است. ما با هوشياري به طرز بهتري با ديگران برخورد ميكنيم. روش طبيعي، روش برخورد بوسيله ايگوها است و دليل اينكه چرا اغلب مشكلات پيش ميآيد. اينجاست كه كار دروني لازم ميآيد تا اشتباهات را اصلاح كنيم، ايگوها را ببينيم و آنها را حذف كنيم. در اين، يادگيري بسياري وجود دارد و ما قادر خواهيم بود تا با روش درست با ديگران ارتباط برقرار كنيم.
محيط
بشريت در ارتباط بدي با محيط قرار دارد، مقدار زيادي آلودگي، استخراج، خرابي و غيره و يك فقدان احساس براي بقيه گونهها و يك عدم توجه عاطفي به زيبايي وجود دارد. اين دنيا ميتواند زيبا باشد و نيازهاي همه را بدون قحطي، نابرابري، شلوغي جمعيت و فقري كه امروزه وجود دارد برآورده سازد.
مشكل باز دوباره در ايگوهايي است كه هر شخص در خودش دارد، با حركت بر اساس ايگوها، ديگران و محيط اهميت كمتري پيدا ميكند و اغلب اهميت پيدا نميكند. به هر حال اين نميتواند نامحدود باشد، بخشهاي بسياري از زمين به خاطر فعاليتهاي بشر غيرقابلسكني و بيخاصيت شدهاند و اين با زمان افزايش يافته و ناملايمات زيادي را به بار خواهد آورد.
ايگوهاي حرص و خودمحورانه، همكاري و مشاركت را خيلي مشكل ميكنند، خيلي ناپسند است كه گونهاي را كه به آن وابسته هستيم از بين ميبريم و سلاحهاي مخرب را در هر نقطه مستقر ميسازيم. حتي سازمانهاي عمومي نيز كه بايد به جامعه خدمت كنند خرابگري ميكنند. مردم اغلب در حومههاي كثيف قديمي زندگي ميكنند، بسياري از ظلم و بيداد لذت ميبرند، خشونت در تلويزيون موج ميزند، اين بازتابي از حالت بيعاطفه و پست روان بشريت است.
جامعه
فرهنگهاي متنوعي اغلب با تاريخچه هولناك از كشمكش، تنفر، دشمني و نزاع در جهان وجود دارد. حتي آنهايي كه بر اساس ارزشهاي رمزي بودهاند رو به انحطاط گذاشته و تباه شدهاند يا از بقيه فرهنگها عقب ماندهاند و يا در صفحات تاريخ محو شدهاند.
به نام سنت، مردم در ارزشهاي پوچي نگه داشته شدهاند. تقسيمبنديهاي مختلف بين مردم، باعث برخورد و شايع شدن غرايز قبيلهاي حيواني ريشهدار شده است. بشريت تكتك انسانها را شامل ميشود، اما به خاطر راهي كه انسانها برگزيدهاند، كشورها و ملتهاي مختلف به وجود آمدهاند، برخي بيشتر از بقيه منحط شده و سپس به عنوان ابزارهاي كارما (karma) و دارما (dharma) براي اربابان لژ سفيد (Masters of the White Lodge) به كار گرفته ميشوند (كارما در دوره رمزي بيشتر توضيح داده خواهد شد). اما در جهاني كه ساكنان آن داراي درجه بالايي از خودآگاهي بيدار شده باشند، هيچ كشوري لازم نيست و تنها دين ساكنانش معرفت رمزي جهاني است (Universal Esoteric Wisdom).
جوامع مختلفي در سرتاسر جهان همه با مشكلات متنوع خودشان وجود دارند. جهان امروز چنان بد شده است كه امكان تغيير كلي جامعه وجود ندارد. بنابراين بر تكتك افراد لازم است كه تغيير را شروع كنند، ايگوها را حذف كرده و مردم بهتري شوند. تودهها با ايگوها رانده شده و با ايگوهاي كساني كه در قدرتند اداره ميشوند. پس بهترين چيز براي فردي كه به اين كار [كار روحي] علاقهمند است اين است كه آن را انجام داده و به ساير افراد جامعه كه علاقهمندند نيز كمك كند تا به اين اطلاعات دست يابند تا آنان نيز فرصت تغيير بيابند.
تداخل هرروزه با مردم يك فرصت شگرف براي شناخت خود فراهم ميكند، اينجاست كه انبوه ايگوها آشكار ميشوند، اگر آگاه باشيم ميتوانيم آنها را شناسايي كرده و به تدريج حذف كنيم. براي همين گوشهنشين شدن و زندگي جدا از جامعه داشتن دردي را دوا نميكند، حتي اگر به صورت انزواي هميشگي باشد، زيرا با اين كار فرصت كشف خود از بين رفته و ايگوها در بعد پنجم باقي خواهند ماند اگرچه شانس ظاهر شدن در دنياي فيزيكي را نداشته باشند. ايگوها بايد فرصت ظاهر شدن داشته باشند كه در زندگي روزمره يافت ميشود. تكتك آنها بايد بروز كنند تا بتوان حذفشان كرد. ما بايد با ديگران تماس داشته باشيم تا بتوانيم اين كار را انجام دهيم.
گوشهنشيني براي يك دوره محدود ميتواند خوب باشد تا فرصتي براي تمركز بر تمرينها را به ما بدهد. اين روان را آموزش ميدهد تا به طور متفاوت عمل كند و الگوها و عادات غيرقابل ادراكي را كه ايگوها به وجود ميآورند را بشكند، اما بايد به جامعه بازگشت تا هرچه بيشتر با ايگوها روبرو شد، زيرا اينجاست كه آنها آشكار ميشوند.
هنگام ملاقات با مردم يك فعل و انفعال ايگو رخ ميدهد. يكي ممكن است غرور، ترس، شوخطبعي و غيره خود را نشان بدهد. گاهي يك ترس و عدم اطمينان وجود دارد كه چگونه بايد برخورد كنيم، راه درست در حالت آگاهي بودن است، پاسخ دادن با هوشياري. اگر ديگران بوسيله ايگوها برخورد ميكنند، شما مجبور به اين كار نيستيد.
توجه كنيد چگونه با ديگران ارتباط داريد، ممكن است مكرر عصباني يا بيزار شويد، ممكن است نسبت به بعضي افراد خاص احساس عصبانيت يا منفينگري بيشتري كنيد. براي بعضي مواجهه بدون ترس با مردم مشكل است، برخي از صحبت با شريك آينده يا از بودن در جمعيت ترس دارند. همه اين ايگوهاي واضح و پنهان را مشاهده كنيد، همه اينها ميتوانند مغلوب شوند.
كار
محيط كار يك فرصت عالي براي يادگيري فراهم ميكند. يك اثر متقابل ايگوها وجود دارد كه بايد مشاهده شود. ممكن است كارمندان از مديران در ترس باشند، مديران پر از غرور، ظلم، فساد يا خودمحوري باشند. روابط مختلفي بين همكاران هست، بعضي خوشايند بعضي ناخوشايند. سناريوهاي مختلفي ميتواند براي بروز ايگوها وجود داشته باشد. به طور طبيعي ايگوي ديگران با ايگوي فرد مواجه ميشود، اما اگر علاقهمند به تغيير باشيد، از اين فرصت ميتوانيد به نحو خوبي استفاده كنيد تا به شناختي از خود برسيد.
اغلب مجبوريم با افراد و مديران بيانصاف روبرو شويم، چون دنياي ايگوها اينگونه است. مهم است كه بر طبق آنچه درك ميكني كه درست است عمل كني، نه آنچه تقلبآميز و انتفاعي است.
كساني كه در بخش مديريت هستند بايد بياموزند كه نبايد غرور را تغذيه كنند و خود را بالاتر از ديگران بدانند. كساني كه زيردست هستند با عدم واكنش، بهترين عمل را انجام دهند، اگر رئيسي بيانصاف است، بايد با توجه به موقعيت با او حرف زد و تواناييها و عدم تواناييها را به حساب آورد. رفتار با خشم توصيه نميشود كه پيآمدهاي منفي به همراه دارد چرا كه شما با يك دسته از ايگوها صحبت ميكنيد و ممكن است شغل خودتان را هم از دست بدهيد!
اگر يكي ايگوهايش را با پايين آوردن و تحقير شما تغذيه ميكند، اگر ميتوانيد با او صحبت كنيد، وگرنه شما ميتوانيد ايگوهاي خودتان را حذف كنيد و ارزش روحيتان را بالا ببريد. كسي كه در راه [تكامل روحي] است از مردم اطرافش براي يادگيري خود استفاده ميكند، اگر شما در موقعيتي چيزي ياد گرفتيد، متوجه خواهيد شد كه موقعيتي ديگر با فرصت يادگيري جديد بروز خواهد كرد. ما ميتوانيم در محيطها از جمله كار با حذف ايگوها به تغيير دست زنيم. موقعيتهاي زندگي براي يادگيري ما هستند، اگر از آنها استفاده كنيم، موقعيتهاي جديد اتفاق خواهد افتاد، و اگر استفاده نكنيم همان خواهيم بود كه هستيم و اگر شرايط تغيير كند فرصتهاي ارزشمندي را از دست دادهايم. شرايط مشابه بوسيله اربابان لژ سفيد پيدا خواهند شد كه موقعيتهاي متنوع زندگي را بوجود آورده و آنهايي كه در جهان فيزيكي هستند را امتحان ميكنند.
تصميمها با شفافيت و آگاهي به بهترين نحو اتخاذ ميشوند نه با نتايج يك ايگو، براي نمونه يك ايگو ممكن است احساس خطا كند، در اين حالت شما با عصبانيت، غرور، اميدواري يا كنارهگيري برخورد خواهيد كرد. شاگردان مسير بايد ياد بگيرند كه وقتي راه ديگري نيست بايد بيانصافيهاي ديگران را تحمل كنند. وقتي ايگوهايي كه واكنش نشان داده و احساس منفي آورند حذف شدند، آنوقت پيروزي حاصل شده و پيشرفت در كار دروني كه مهمترين چيز است اتفاق افتاده است.
هنگام انجام يك كار يا شغل فقط به آنچه انجام ميدهيد تمركز كنيد، با اين روش ايگوها فرصت كمتري براي تغذيه شدن داشته، ذهن متمركز مانده و ميتوانيد با آگاهي به حذف ايگوها بپردازيد و كارتان را نيز بهتر انجام دهيد. وقتي سعي ميكنيد در آن واحد به بيشتر از يك كار مشغول شويد، ذهن متفرق شده، ايگوها تغذيه شده و تمركز از بين ميرود و هنگام انجام تمرينهاي بعدي مثل تصويرسازي استرال (در دوره استرال) به دليل وجود ذهن سركش، كارايي كمتري خواهيد داشت. مفيد است كه ذهن را آموزش دهيم تا روي يك چيز فعال باشد، براي اين منظور بايد تلاش فيزيكي انجام داد.
اگر در شغلي هستيد كه به فعاليت ذهني زيادي نياز دارد، شما در كاري كه انجام ميدهيد جذب شده و نخواهيد توانست به آساني در حالت آگاهي قرار گيريد. به عنوان مثال كارهاي كامپيوتري از اينگونه است. در اين موارد بايد با تمركز روي كار و دادن تفريح براي برگشتن به حالت آگاهي به انجام كار بپردازيد. همانطور كه كار دروني پيشرفت ميكند و شخص در مسير رمزي قدم بر ميدارد در يك نقطه معيني از مسير توانايي جدا كردن خود از ذهن بدست خواهد آمد.
ايگوهاي تنبلي مردم را از انجام كار باز ميدارند و از طرف ديگر آرمانها، آنها را براي انجام كار زياد تحريك ميكنند. كار براي خودش وسيلهاي براي كسب معاش است، اگر اولويت شما مسير رمزي باشد و آن را درست انجام دهيد، هميشه فرصتي براي مراقبت از نيازهايتان خواهيد داشت. هر كس به شغلي بچسبد و آن را در اولويتي قبل از كار رمزياش قرار دهد در مسير رمزي شكست خواهد خورد.
دوستان
دوستي با همرأيي به وجود ميآيد، علايق مشترك در ورزش، اراجيف!، شوخطبعي و غيره. حتي بعضي دوستيها بر اساس احساسات بدبختي مشترك است. بيشتر مردم به خاطر ايگوهاي متنوع و عدم احساس نزديكي در ساختن دوستيها مشكل دارند.
وقتي افرادي تغيير دروني ميكنند به چيزهاي متفاوت ديگري ميچسبند، بنابراين نزديكيها تغيير كرده، دوستان قديمي جدا شده و دوستان جديد شكل ميگيرند. در اين كار شما بيشتر روحاني ميشويد (اگر درست انجام دهيد) و با افراد جديد همرأي همدم خواهيد شد.
نگراني درباره دوستيها بيفايده خواهد بود، اگر شما در حال تغيير باشيد و با سه كليد كار رمزي كار كنيد (من در درس قبلي به اينها اشاره كردم و در دوره رمزي آنها را شرح خواهم داد)، زيرا شما افراد با نزديكيهاي مشترك را ملاقات خواهيد كرد. مهم است كه از لحاظ رواني به دوستان وابسته نباشيد. در هر حالت نهايتاً همه بشريت يك خانواده مشترك است.
اگر در مسير به اندازه كافي حركت كنيد، كساني كه فكر ميكنيد دوستان شما هم هستند نيز ممكن است از شما برگردند. تا اينكه اينقدر تغيير ميكنيد كه اشتراك كمي با علاقهمنديهاي ديگران در سرگرميها و تفريحات كه برايشان ارزش زيادي دارد، احساس خواهيد كرد، در عوض شما ديگراني را كه علاقهمند به حركت در مسير هستند را كمك ميكنيد. با اين همه خوشمشرب بودن، دوستانه بودن، شوخ بودن در شرايط مناسب يك پرهيزكاري (virtue) است.
خانواده
همه بشريت در واقع يك خانواده است. در بعد استرال برادر، خواهر، والدين و... وجود ندارد، اينها همه مربوط به جهان فيزيكي است. ما الزاماً از يك انسان ديگر متولد شده و معمولاً يك خانواده داريم. معمولاً يك وابستگي زياد به اعضاي خانواده وجود دارد، اما روابط بايد از نگاه جامعتري ديده شود، اگرچه آنها وجودهايي هستند كه از طريق قوانين كارما براي ما انتخاب شدهاند تا با آنها زندگي كنيم.
عشق بايد تشويق و توسعه داده شود، اما وابستگي چيز متفاوتي است و به طور طبيعي هنگام جدايي باعث حزن فراوان ميشود. با پيشروي در مسير، اين وابستگيها بايد از بين برود، اما نه عشق. اغلب براي اطمينان از اينكه اعضاي خانواده در نيازهاي فيزيكي تنها گذاشته نشدهاند، مسئوليت وجود دارد. اگر در مسير باشيم بايد از اين اطمينان حاصل كنيم، اما خانواده نبايد به دلايل رواني مثل وابستگي به آنچه ميگويند يا ترس از آشفتگي آنها باعث جلوگيري ما از انجام كارهاي روحيمان شوند.
تجربه مسير و همچنين تجربه استرال به ما اجازه ميدهد تا با ديد وسيعتري نگاه كنيم. خانواده واقعي بشريت است، همه ما از يك منشأ هستيم اگرچه در دنيا مردم تقسيمبندي زيادي شدهاند. خانواده در مسير يك امتحان ميتواند باشد، اينكه ببينيم آيا وابستگي به خانواده ما از انجام كار روحيمان باز خواهد داشت يا نه. اين مسائل بايد به خوبي درك شوند.
خانواده ميتواند براي كارما يا دارما استفاده شود، براي تكرار پيآمدهاي اعمال قبلي خوب و بد، بنابراين اگر شخصي به عنوان يكي از والدين تندخو بوده است، ميتواند از والديني متولد شده باشد كه تندخو بودهاند و به همين ترتيب، زيرا والدين اثر زيادي روي توسعه شخصيت، وابستگيها، رنجشها و غيره دارند كه ميتواند بسيار قوي هم باشد. گفتار نامناسب از والدين اثر بيشتري در مقايسه با ديگران دارد. اين غيض و رنجشها اگر وجود دارد بايد مشاهده و حذف شود. كسي نميتواند با وجود آنها يك موجود روحاني شود. ساير اعضاي خانواده ممكن است تمايل به تغيير نداشته باشند، اما هر كس اين اطلاعات را بداند ميتواند.
گاهي اعضاي خانواده ممكن است منطقي نباشند، لازم است كه با همان آگاهي و دركي كه براي ساير افراد نيز بايد به كار گرفته شود با آنها برخورد كرد. برخورد هرچه بيشتر عيني با حذف هر ايگويي كه بروز ميكند.
مسير رمزي مهمترين چيزي است كه يك شخص ميتواند زندگيش را به آن اختصاص دهد. براي كسي كه ميخواهد در اين مسير حركت كند، نبايد به خانواده اجازه داد تا اثر معكوس بر آن بگذارد، همچنين هنگام حركت در مسير، اعضاي خانواده نبايد در تأمين نيازهاي فيزيكيشان تنها باشند. تصميم درست بايد با توجه به شرايط اتخاذ شود.
همسر
چه مشاجراتي كه بين زن و شوهر اتفاق نميافتد! اينها كلاً بيهوده و نشانه عدم درك است. اين مهمترين رابطه، ميتواند منشأ سرور بسيار باشد، اما باز مثل هميشه ايگوها دخالت ميكنند. اگر دو نفر در حال حذف ايگوهايشان باشند، با همديگر تغيير خواهند كرد، با پذيرفتن اشتباهاتشان و با توسعه روحي. اين، كار و حذف بسياري از ايگوها را ميطلبد، زيرا ايگوهاي بسياري ميتواند آشكار شود. يكي ميخواهد ديگري را كنترل كند و بالعكس، در حاليكه بهترين چيز براي دو شريك اين است كه وظايف و كارهاي خودشان را انجام داده و با هارموني با يكديگر كار كنند.
زناشويي بايد بر اساس آلكمي باشد كه در دوره رمزي تشريح خواهد شد كه يكي از سه كليد اساسي و بخش بنيادي كار و توسعه رمزي است. بدون آن ازوداج از لحاظ روحاني يك شكست است. در يك زندگي زناشويي كه اين سه كليد به طور دست اجرا شود، عشق رشد كرده و شكوفا ميشود و زوجين خودشان را دگرگون ميسازند.
ازدواج براي توسعه روحي ضروري است و كار زيادي ميطلبد. آنهايي كه مجرد هستند اگر در حال حذف ايگوهايشان باشند و ديگران را نيز در اين راه كمك كنند، شريك خود را خواهند يافت. اين كمك طبق قانون كارما اعطاء ميشود.
جسم فيزيكي
داروها، كار زياد، شكمبارگي، استفاده بيش از حد از بدن در ورزشها، همه جسم را فرسوده ميكنند. جسم يك معبد خدا است، يا در اكثر موارد ميتواند باشد، بنابراين بايد به نحو مناسبي با آن رفتار كرد. بيماري اغلب از كارما ميآيد، پس لازم است كه بهاي آن پرداخت شود. گاهي بيماريها از تصادفات ميآيند و گاهي از بد بكار بردن بدن.
وقتي بدن در حالت بيماري يا خستگي است، حفظ آگاهي و نبرد با ايگوها دشوارتر است، شما بايد در اين زمانها آنچه ميتوانيد انجام دهيد. بيماري بايد با صبر و درخواست كمك بسيار از بالا به اضافه كمك فيزيكي درمان شود. اين دليل آن است كه چرا مهم است سلامتي خود را حفظ كنيم و زياد خودمان را خسته نكنيم.
كارما (كه با آن اعمال گذشته اثرات سخت و دردناك ميآورد) يك بخشي از زندگي است كه بايد با كار يا درد بيشتر هزينه آن پرداخته شود، ولي حتي وقتي آن پرداخت هم شود، براي داشتن جسم فيزيكي كه ميتواند به معناي وجود بيماري باشد، شما هنوز مجبوريد هزينه پرداخت كنيد.
كساني كه در مسير هستند، كمك ميشوند تا بيمايهاي اساسي كه ميتواند ناشي از اتفاق باشد در مورد آنها لغو شده يا اصلاح شود. بعداً بيماري، بخشي از امتحانهاي مسير خواهند بود، خصوصاً در مراحل مياني و انتهايي آن، اما اينها آنقدر شديد نخواهند بود كه از حركت جلوگيري كنند. در مسير رمزي، بيماريها همچنين باعث به جنبش در آمدن ايگوها ميشوند كه ميتوانند در درك و حذف آنها كمك كنند.
جسم فيزيكي در معرض زمان است، براي همين پير شده و ميميرد، ما اينجا فقط براي مدت كمي هستيم، پس اگر نميخواهيم بعداً دچار پشيماني شويم تا اينجا هستيم بايد از آن استفاده كنيم.
درون
ايگوها در درون كشمكش ايجاد ميكنند، براي همين افسردگي، نگراني، بيچارگي، اضطراب و غيره وجود دارد. اينها بايد حذف شوند و وجود صورت خارجي بيابد، اگر به دنبال آرامش واقعي هستيم.
درون روحاني با آگاهي آشكار ميشود كه با تقلا و تلاش زياد در زندگي روزانه حاصل ميشود، اگر اين حالت آگاهي نباشد ايگوها ظاهر ميشوند و در حالت آگاهي است كه ايگوها را ميتوان ديد و همانطور كه بروز ميكنند حذف كرد. آگاهي حالت درست هر لحظه است.
اگرچه براي بيشتر مردم قابل تشخيص نيست ولي ايگوها بدترين دشمن خود شخص هستند.
تقديم به خدا
معني ريشهاي كلمه religion (دين)، "reunite with the divine"، دوباره يكي شدن با خدا است. چقدر غمانگيز كه اين به معتقدات تفسير شده است. بشريت به خاطر اعمال بدش رابطه بدي با خدا پيدا كرده است. وقتي ايگوها حذف شدند يك تغيير تدريجي دروني و به تبع آن يك تغيير تدريجي در اعمال حاصل ميشود. اين يك فرايند تدريجي هرچه بيشتر عمل كردن بر طبق خدا است. اكثريت بشريت اجازه ورود به پرستشگاههاي استرال را نمييابند زيرا بسيار به انحطاط رفتهاند.
ارتباط با خدا با خواستن، درست عمل كردن، با خدا تماس بودن در درون بوسيله خودآگاهي، بيداري، آگاهي و با عمل كردن با سه كليد و قدم زدن در مسير رمزي تقويت ميشود.
بلسبوب
در تمرين اين هفته قصد داريم به يك ايگوي خاص نگاه كنيم. همانطور كه شما شروع ميكنيد، اين به شما كمك خواهد كرد تا درباره يك نوع ايگوي خاص بياموزيد و آن را عميقاً بررسي كنيد، براي اين منظور شما بايد آن را به طور دقيق در مراكزي كه ظاهر ميشود ببينيد تا آن را به خوبي درك كنيد.
در اين هفته به ايگوي خشم (anger) نگاه ميكنيم. بسته به شانس اين ايگو در زمانهايي از هفته آتي ظاهر خواهد شد، براي همين گوش به زنگ و مراقب آن باش، نه فقط طغيان آن را بلكه مهمتر از آن ظهورهاي جزئي آن مثل زودرنجي و كجخلقي، پاسخهايي كه به يك فرد خشمگين ميدهيد و غيره. راهي كه اين احساس به وجود ميآيد، چيزهايي كه ميگوييد، چگونه فكر و عمل كردن درباره آن، همه را كشف و مشخص كنيد.
خشم يك ايگوي مشترك و ويرانگر است. به ياد داشته باشيد كه شما بايد آن را دقيق و با همه جزئياتي كه ميتوانيد ببينيد تا آن را به خوبي درك كنيد. همچنين به خوابهايتان توجه كنيد تا اگر ميتوانيد نمونههاي خشم را آنجا ببينيد.
ببينيد آيا موقعيتهايي وجود دارد كه در آنها بايد طبق معمول با خشم واكنش نشان ميداديد ولي اكنون اين كار را نميكنيد. اينها را در زندگي روزمره و در خوابها ببينيد، اين نشانه شروع تغيير است.
پرخاشگري
يك وجه مهم و نمايان خشم، پرخاشگري (aggression) است. پرخاشگري به عنوان نتيجه خشم در رفتار ظاهر ميشود. اين به صورت كاملاً قابل تشخيص در قالب پرخاشگريهاي فيزيكي ظاهر ميشود، كه ميتواند در ظاهر شدن فشار با تغييرات صدا يا نگاه بروز كند.
اين ايگويي است كه راه خودش را با اجبار طي ميكند، كه عمل لژ سياه است نه سفيد. براي همين پرخاشگري واكنش شديدي در شاگردان لژ سفيد دارد.
همانطور كه بررسيهاي شما در اين وجه خشم پيش ميرود، ببينيد آيا ميتوانيد به سوال زير كه توسط يك شاگرد پرسيده شده است، جواب دهيد يا موضوعات مرتبط با آن را درك كنيد.
"از آنجاييكه من مشاهده ايگوها را شروع كردهام، با در نظر گرفتن تفاوت بين "ادعا" و "عمل كردن بدون ايگوها" در يك موقعيت، سوالاتي در ذهنم نقش بسته است. من مطمئن نيستم كه آيا چيزي آنجا هست كه من درك نميكنم؟
براي نمونه ممكن است من در موقعيتي باشم كه احساس ميكنم بايد قاطعانه حرفم را بزنم يا به عنوان مثالي ديگر شخصي مرا با حرفهايش تحت فشار قرار خواهد داد. آيا شما ميتوانيد در چنين موقعيتهايي بدون ايگوها رفتار كنيد؟ آيا بدون ايگوها رفتار كردن به معني اين نيست كه من مجبور به انفعال شدهام و سعي نكردهام تا خودم را در اين برخوردها به كار بگيرم؟
ما هر روز در تقابلات متعددي با مردم قرار ميگيريم كه خيلي وقتها، آگاهانه يا ناآگاهانه منازعات شديدي هستند. آيا اين مصداق برخورد طبق ايگوها را دارد؟ اگر دارد چگونه بايد عمل كنيم كه با ايگوها درگير نشويم.
در مورد بيان نظرات شخصي چه؟ آيا در مدعي بودن، ايگويي وجود دارد؟"
بلسبوب