تبليغاتX
اصول شناخت و تغییر
هر کس دغدغه تغییر ندارد وارد نشود

درس هفته هشتم

مخدرات، مشروبات الكلي و اعتيادها

اين موضوع به مخدرات، مشروبات الكلي و اعتيادها مي‌پردازد. اين به شرح اعتيادهاي مختلف، اثراتشان و چگونگي غلبه بر آنها مي‌پردازد. اينها همه چيزهايي هستند كه از لحاظ رواني، اجتماعي، فيزيكي و روحي مضرند. بيشتر آنها در ريشه خود داراي لذت هستند و گاهي اوقات بسيار قدرتمند و مجبوركننده مي‌شوند.

اثرات مخدرات و مشروبات الكلي

براي پيشرفت در كار روحي مهم است كه خودآگاهي را با داروها و مشروبات الكلي تغيير ندهيم. اينها انجام اين كار را بسيار سخت‌تر و حتي متوقف مي‌كنند. اينها جسم فيزيكي و بويژه مغز را تغيير مي‌دهند و به تبع آن روشي كه خودآگاهي مي‌تواند جسم را به كار گيرد را تحت تأثير قرار مي‌دهند.

ما چندبعدي هستيم. اين ابعاد بر روي هم اثر مي‌گذارند، اين از رفتارهاي تصادفي ذرات كه خارج از قوانين دنياي فيزيكي ما هستند قابل استنباط است. افكار، احساسات و خودآگاهي ما در ابعاد ديگر ساكنند. اينها به يك جسم فيزيكي مساعد نياز دارند تا خودشان را بروز دهند. وقتي كسي مخدرات استفاده مي‌كند كاركرد مغز و شبكه عصبي را مختل مي‌كند.

مخدرات همچنين بر جسم فيزيكي اثرگذارند. براي مثال در كسي كه براي مدت طولاني هروئين مصرف مي‌كند، اكستازي سطح سروتونين را در مغز تغيير مي‌دهد كه باعث مشكلات طولاني‌مدت مي‌شود، در كساني كه با بيني آنرا استنشاق مي‌كنند باعث آسيب به مخاط آن مي‌شود، لزومي به توضيح بيماريهاي ناشي از استفاده مشترك از سرنگ، مرگ‌هاي ناشي از مصرف زياد، ناتواني جنسي، پيري زودرس و غيره هم نيست.

همچنين اين مواد آسيب‌رسان است به آنچيزي كه ما بدن حياتي (vital body) مي‌ناميم، چيزي كه Aura از آن است [Aura يا هاله، نيرويي كه همه افراد و اشياء را احاطه كرده است. اين توسط كساني كه حساسيت روحي فوق‌عادي دارند اغلب با يك هاله از نور قابل تشخيص است. هاله همچنين بوسيله روش‌هاي الكتروفوتوگرافي با فركانس بالا نيز قابل مشاهده است كه تا حدود زيادي نشان‌دهنده وضعيت سلامت فرد است]، بخشي در بعد چهارم كه زندگي مي‌دهد و جسم فيزيكي را تغذيه مي‌كند. جسم ما، با خوردن غذاهاي بدن حياتي تغذيه مي‌شود. با مخدرات اين ضعيف‌تر شده و هاله روشني خودش را از دست مي‌دهد، به اين ترتيب اثرات مصرف مواد در طولاني‌مدت بر بدن حياتي از طريق فقدان قدرت حياتي در دنياي فيزيكي قابل مشاهده است كه در ادامه باعث بيماري مي‌شود.

مخدرات همچنين آسيب‌هاي رواني بزرگي را باعث مي‌شوند، بسياري اثرات اعتيادآور زيادي داشته و ميل‌هاي پي‌درپي‌اي ايجاد مي‌كنند كه شخص قادر به كنترل آن نيست. همينطور اثر زيادي دارند بر رفتار اجتماعي و راهي كه فرد زندگيش را هدايت مي‌كند، آدمهايي كه ملاقات مي‌كند، كارهايي كه انجام مي‌دهد، آنچه دارند و غيره.

اعتياد مي‌تواند به جرم و جنايت منجر شود و به دليل اينكه روان تغيير پيدا كرده است، توانايي بر تعامل با جهان نيز تغيير مي‌كند.

مخدرات بدن استرال را تحت تأثير قرار مي‌دهند، جايي كه احساسات حضور دارند. اين ايگوها را در بعد پنجم به فعاليت درآورده و باعث اثرات عاطفي متفاوتي مي‌شود كه مي‌تواند افزايش ترس باشد، به اين ترتيب در خوابها ايگوها به صورت وحشيانه جاري شده و خطرآفرين مي‌شوند.

در زندگي روزمره نسبت به احساسات شديد، يك پس‌زني وجود دارد، تنبلي، افسردگي و غيره، همه اينها با مخدارت دچار تغيير مي‌شوند. بدن ذهني (mental body) كه در فضاي ذهني (mental plane) بعد پنجم وجود دارد، نيز تحت تأثير قرار مي‌گيرد كه باعث عدم تعادل ذهني، توهم، اثرات جانبي، و حتي گاهي باعث ديوانگي مي‌شود و در سطح دنيايي‌تر باعث تشتت و فعاليت زياد ذهن مي‌شود.

خودآگاهي كه در بعد ششم جاي دارد بسيار خواب‌آلوده مي‌شود كه كسب آگاهي و مشاهده خود را با مشكل مواجه كرده و محرك و اشتياق روحي را كاهش مي‌دهد. همه و همه اينكه، ظرفيت كار روحي به شدت كاسته مي‌شود تا جايي كه احتمالاً علاقه ناچيزي به انجام آن خواهيم داشت. مخدرات به جسم‌هايي كه اشاره كردم آسيب مي‌زنند و براي ترميم مجدد آنها كار روحي بويژه آلكمي لازم خواهد بود، اين زمان مي‌برد.

توهماتي (hallucinations) كه مردم پيدا مي‌كنند از هيچ جاي روحي توليد نمي‌شود حتي اگر در حالت‌هاي واضح سعادت و مشاهدات آسماني باشد. اينها از ابعاد داخلي، از ضد كونداليني (ضد كونداليني، كوندابافر kundabuffer خوانده مي‌شود) مي‌آيند و چيزي منفي هستند. اينها قدرت و اثرات ايگوها را افزايش مي‌دهند.

آدمهايي كه اينها را براي مقاصد روحي به كار مي‌گيرند توسط القائات ابليس (descending serpent) گمراه شده‌اند. من يكي از اين مراسم را در استرال از يكي كه فرهنگ روحي خوانده مي‌شد، ديدم، كسي كه گاهي مواد مصرف مي‌كند و آن مراسمي در سمت تاريكي بود.

اثرات مشروبات مشروبات الكلي در بسياري از وجوه، شبيه ساير مخدرات است، زيرا آن هم يك مخدر است، اما مشخصات ويژه خودش را دارد. ما همه مشكلات مربوط به استفاده از مشروبات الكلي را مي‌دانيم، اما بر خلاف مخدرات كه خودآگاهي را تغيير مي‌دهند، اين مي‌تواند در حالت ميانه‌اي به كار گرفته شود، به عنوان مثال يك گيلاس شراب همراه غذا، ولي اين به طريق بسيار بيشتري ايگوها را افزايش خواهد داد و اثرات مضر ديگري را باعث خواهد شد. كساني كه به درجه استادي مي‌رسند، بدنهاي روحاني كه خلق مي‌كنند، مشروبات الكلي را پس مي‌زنند و هرگز آن را مصرف نمي‌كنند.

مخدراتي كه تا اينجا اشاره شد، آنهايي هستند كه خودآگاهي را دگرگون مي‌كنند نه ملايم‌هايي مثل كافئين يا داروهاي پزشكي كه ممكن است براي معالجه يك بيماري لازم باشد. داروهاي مسكن و ضدافسردگي، ايده‌هاي خوبي براي استفاده نيستند. اينها شخص را بيحس كرده و ظرفيت مشاهده خود و تغيير درست را كند مي‌كنند. البته ممكن است در شرايط بحراني نياز به استفاده از آنها باشد ولي وقتي شخصي به اندازه كافي براي انجام اين كار [كار روحي] آماده است، بهتر است كه اينها ترك شود.

كسي كه وارد اين كار مي‌شود و به مخدرات به صورت جسماني يا رواني، معتاد است، بايد تلاش زيادي داشته باشد تا آنها را صريحاً كنار بگذارد، و از دوستاني كه ممكن است دوباره او را به اين كار وادارند كناره‌گيري كند. آسيب‌هايي كه به بدنهاي دروني رسيده است لازم است كه با آلكمي شفا داده شود و يك كار همه‌جانبه براي ورود به مسير رمزي بايد در پيش گرفته شود.

هر چيزي يك انتخاب است. اگر شما دوست داريد به كار روحي وارد شويد و مواد مصرف مي‌كنيد بايد تصميم بگيريد كدام را مي‌خواهيد انجام دهيد زيرا اينها با كار روحي ناسازگارند. اينكه گاهي اوقات يكي از اين دو را انجام دهيد ارزشي ندارد زيرا هر چه هم اين كار را انجام دهيد، مخدرات به بدنهاي شما آسيب جدي مي‌رسانند.

براي كار رمزي راحت‌تر است كه بدن حساس باشد و تحت تأثير هيچ دارويي نباشد، هر چه كه مي‌خواهد باشد.

اعتيادات

به علاوه مخدرات و مشروبات الكلي، خيلي چيزهاي ديگري هم هست كه مي‌توانند اعتيادآور باشند و باعث مشكلات شوند. به طور كلي از همه اعتيادها بايد اجتناب شود. ما در كار رمزي هستيم و سعي مي‌كنيم خودمان را از زنجيرهاي جهان آزاد كنيم در حاليكه اعتيادها زنجيرهايي هستند كه بايد شكسته شوند.

آزاد بودن، اعمالي منطبق بر اراده خدا را دلالت خواهد كرد، تا اينكه اين مسأله براي شما واضح و آشكار مي‌شود، و با حس مشترك، هوشياري و پيامهاي وجدان مي‌فهميد كه چه اعمالي براي توسعه روحي خوب و مفيد و از لحاظ مادي بهترين‌اند. در اين راه، اعمال پيامدهاي درست را به همراه خواهند آورد و در توسعه رواني و روحي شما را ياري خواهند كرد.

اعتيادها مي‌توانند راههايي باشند كه در آن ايگوها شخص را نابود مي‌كنند و حتي وي را به سطحي پايينتر از حيوانات تنزل مي‌دهند. وقتي گرايش ايگوهاي مجبوركننده ظاهر مي‌شود، ظرفيت قضاوت و استدلال شخص به درستي كار نمي‌كند و اجبار براي تمام كردن تمايلات ايگوها غالب مي‌شود. در اين شرايط است كه فرد قدرت نابودكنندگي ايگوها را درك مي‌كند. آنها فرد را به مرحله نااميدي مي‌كشانند تا تمايلات خود را كامل كنند.

اين نوع ايگوها بسيار خطرناكند زيرا كنترل شخص و موقعيت را بدست دارند. آنها به طور طبيعي به صورت ملايم ظاهر مي‌شوند، در بعضي موارد شما متوجه نمي‌شويد وارد چه چيزي مي‌شويد. ايگوها بسيار تله‌پاتيك هستند، براي همين متوجه خواهند شد كه كي محيط براي ورودشان مساعد است. در بعضي موارد اين وقتي اتفاق مي‌افتد كه اوضاع بر وفق مراد نيست و فرد دنبال راهي براي تسكين خودش از فشار و مشكلات مي‌جويد. در اين وقت ايگوي مرتبط با فعاليت اعتيادي آن احساس لذت را به كار گرفته و به شخص يك احساس تسكين و راحتي مي‌دهد، مثل طعمه‌اي كه براي صيد ماهي به كار گرفته مي‌شود، فرد طعمه را گرفته و از آن لذت مي‌برد و براحتي گرفتار مي‌شود. اين مي‌شود كه حس وابستگي به اعتياد به منظور فرار از وضعيت استرس‌آلود افزايش مي‌يابد. در برخي موارد ديگر يك حس كنجكاوي شخص را فراگرفته و از آن احساس خوبي پيدا مي‌كند ولي همينكه اين اثر از بين رفت، واقعيت خودش را نشان داده و اشتياق براي لذتها آغاز مي‌شود.

ايگوها و آرزوها فرد را تحت اجبار خود قرار مي‌دهند و رهايي از آن دشوار است. در برخي موارد ممكن است شخص طوري گرفتار شده باشد كه غذا خوردن و خوابيدن را فراموش مي‌كند و وقتي به واقعيت باز مي‌گردد كه كاركردهاي بدني به شدت نيازمند شده‌اند.

بسياري از انواع مواد شامل نيكوتين، هنگامي كه به اندازه كافي در بدن نباشند، حسيات و تمايلات ناخوشايند توليد مي‌كنند. اين احساسات نامطبوع باعث مي‌شوند فرد دوباره مواد مصرف كند تا آن اشتياق‌ها فروكش كنند. ايگوها خودشان هنگامي كه يك ميل ارضاء نمي‌شود حسيات ناخوشايند توليد مي‌كنند، بنابراين موانع راه دوبرابر مي‌شود، اعتياد به ماده و ايگويي كه از برگشت و خواست بيشتر آن، لذت مي‌برد.

ممكن است كه به همه انواع لذايذي كه كم و بيش مضرند اعتياد حاصل شود. در اينجا رئوس اعتيادهايي كه بيشتر معمول هستند را مي‌آورم.

اعتياد به قمار

اميد به موفقيت آسان به طور واضح وجود دارد، اما يك قمارباز فقط به بردن پول علاقه‌مند نيست. بعضي ايگوهاي قمار بعد از لذت و ارضاء هيجانات وجود دارند و شخص منتظر است كه ببيند آيا او دوباره مي‌برد. براي همين اگر يك قمارباز معتاد، پولي هم ببرد سريعاً آن را صرف قمار ديگري خواهد كرد. خيلي از قماربازها فريب اين ايگو را مي‌خورند...

اعتياد به كامپيوتر و تلويزيون

براي بسياري، اينها سرگرمي‌هايي هستند كه ضرري ندارند. برنامه‌هاي بسيار متنوع تلويزيوني و كامپيوتري با اثرات رواني مختلفي وجود دارد. اما براي بعضي مردم بازي‌هاي كامپيوتري مي‌تواند به اندازه قمار اجباركننده باشد در حاليكه اين پنهان است به دليل اينكه به طور وسيع به عنوان يك سرگرمي تلقي مي‌شود و اغلب در خانواده و محيطهاي كار انجام مي‌شود و زمان زيادي براي آن به هدر نمي‌رود.

هنگام يك بازي كامپيوتري، بعضي فراموش مي‌كنند كه غذا بخورند و زمان را هم فراموش مي‌كنند. اينان براحتي همه روز و بخشي از شب را به بازي صرف مي‌كنند. نه فقط اين بلكه وقتي شخص به صورت اجباركننده به بازي مي‌پردازد، علاقه كمي به بقيه فعاليتها دارد و از حواس‌ پرتي‌ها منزجر مي‌شود. اگر فرد سعي به توقف كند، نسبت به آن بسيار حساس و تدافعي مي‌شود. اين به خاطر اين است كه ايگو از زمين خود محافظت مي‌كند درست مثل سگي كه از استخوانش مراقبت مي‌كند. او نمي‌خواهد به چيزي گوش كند، بويژه چيزهايي كه باعث توقف بازي و انجام كامل آن مي‌شوند.

در بازيهايي كه سرعت و عكس‌العمل سريع مي‌طلبد، خالي‌سازي انرژي‌هاي احساسات مي‌تواند خيلي شديد باشد. اگر شما شبيه اينها را بازي كنيد مي‌توانيد به طور واضح شروع يك حس را در ناحيه شكم خود (بوسيله ايگو) احساس كنيد، يك احساس كشش از مركز محركه و وقتي متوقف مي‌شويد دچار سرگيجه مي‌شويد. جذابيت شديد است، خودآگاهي وجود ندارد و حسيات در مراكز محركه و احساسات و فعاليت فكري انرژي اين مراكز را تخليه مي‌كنند. به اين ترتيب اگرچه شخص فكر مي‌كند اوقات خوبي را سپري مي‌كند، ايگوها با تغذيه خودشان به تخليه انرژي مراكز مي‌پردازند كه براي توسعه روحي مضر است.

بسياري از مردم همچنين به چت اينترنتي مشغولند كه براي ارضاء تمايلات جنسي بسيار مساعد است و آنها را درگير انواع مشكلات مي‌كند. همه جور اعتياد به كامپيوترها، يادگيري نرم‌افزارها، سخت‌افزارها، hi-fi و غيره وجود دارد.

تلويزيون همچنين مي‌تواند اعتيادآور باشد، اگرچه اگر به طور صحيح استفاده شود مي‌تواند يك رسانه آموزنده و مفيد باشد. متأسفانه مردم به احساسات سطح پايين اعتياد پيدا مي‌كنند و دنبال برنامه‌هايي مي‌گردند كه خشونت، جنايت، شهوت و چيزهاي بي‌ارزش را تقويت مي‌كند. استفاده زياد از تلويزيون همچنين به صورت جانبي شخص را منفعل مي‌كند، اين معمولاً بوسيله فرد ديده نمي‌شود، اما فرد براحتي عادت پيدا مي‌كند كه به جاي مشاركت در اتفاقات زندگي به تماشاي تلويزيون بپردازد كه اين روي روان تأثيرگذار است.

اعتياد به غذا

ايگوهاي اعتياد به غذا مي‌توانند پنهان بمانند زيرا اثرات متفاوتي از الكل و قمار دارند. اما به هر حال آنها مي‌توانند آسيب‌هاي جدي بوجود بياورند و حتي منجر به مرگ شوند. شكم‌پرستي فرد سير را به خوردن مي‌كشاند يا به سمت خوردني‌هايي كه مضرند. اين ايگو بعد از لذت خوردن وجود دارد. كساني كه تحت تسلط اين نوع ايگو هستند اگر چيزي ببينند، فوراً به سمت آن كشيده خواهند شد، حتي اگر كاملاً سير باشند. هنگام خوردن ايگوهايي حضور دارند كه با مشاهده قابل كشف هستند.

با اختلالات خوردن، ايگوها آسيب‌هاي جدي را باعث مي‌شوند. اين نوع ايگوها هنگامي كه محيط مساعد است وارد مي‌شوند. يك نفر ممكن است احساس لذت خوبي در خوردن بيابد و همينكه استرس شروع مي‌شود، آنها احساس خوردن پيدا مي‌كنند. تمايلات شروع شده، و ايگو شخص را به سمت مواد يا الكل مي‌كشاند، سپس يك حركت به قهقرا آغاز مي‌شود. ايگوهايي مثل اين به دنبال حس راحتي مي‌گردند، اين يك چرخه درد/لذت ايگوها است و اينگونه است كه شخص را به راحتي به دام مي‌اندازند.

نوع ديگر بي‌نظمي در خوردن، كم خوردن يا اصلاً نخوردن است. در اين موارد شخص نگران اين است كه دچار افزايش وزن شود و به دنبال كاهش وزن مي‌رود اگرچه ممكن است زير وزن طبيعي باشد. اين نوع بي‌نظمي مي‌تواند طعمه ايگوهاي ترس و/يا پوچي شود. از آنجايي كه ايگوها داراي قدرت هيپنوتيزم هستند، شخص خودش را چاق تصور خواهد كرد اگرچه در حال كاهش وزن باشد، آنها ممكن است به خاطر ظاهر خود دچار افسردگي شوند و مشكل را بيشتر كنند. تمايل به خوردن با تمايل به كاهش وزن مغلوب شده و در اين شرايط افراد با اين انوتع ايگوها تحت كنترل در مي‌آيند.

مبارزه با اعتيادها

اين مهم است كه تشخيص دهيد آيا دچار هرگونه اعتياد هستيد يا خير و سپس براي مبارزه با آن قدم برداريد. با اين كار در درازمدت شما شادتر خواهيد بود، هرچند لازم است در دوره‌هايي شديداً صرفنظر كنيد.

اين هم باارزش است كه ببينيد آيا هرنوع رفتار اجباري داريد يا خير. اين يك نوع اعتياد است كه در آن افراد مجبور مي‌شوند تا كارهاي معيني را انجام دهند، مثلا لامپي را به جاي يك بار سه بار روشن كنند! كارهاي غيرلازمي را به يك طريق خاص انجام دهند، راه نرفتن روي خط سنگفرش‌ها يا به طور اجبار به مكان‌هاي خاصي رفتن و غيره. با اينها شبيه به ساير ايگوها رفتار مي‌شود كه بايد مشاهده شده و حذف شوند. اينها دوباره برخواهند گشت اما بسيار مهم است كه هر تلاشي را براي توقف آنها به كار ببريد و سپس روي افكار، احساسات، و حسياتي كه مي‌خواهند آنها را به محض ظاهر شدن انجام دهند، كار كنيد. ايگوهاي قوي اغلب به يك شخص مي‌چسبند و او را به انجام كارهاي معيني مجبور مي‌كند. با اينها با همان روش اشكال ديگر رفتارهاي اجباري، بايد مبارزه شود.

فعاليتهاي اجباركننده مي‌توانند باعث شوند مردم در يك چهارچوب باريك زندگي كنند، دوباره و دوباره به همان مكان‌ها بروند، مردم را با يك وضعيت مشابه و با يك اعتياد مشابه ملاقات كنند و دوستي‌ها را بر حول آن شكل دهند. بعضي اعتيادها و اجبارها مخفي (Subtle) هستند و بعضي نه. آنهايي كه زياد پنهان نيستند با شهوت، اعتياد پيدا مي‌كنند. اين مي‌تواند اثر بزرگي روي شخص داشته باشد، زيرا انرژي‌هاي جنسي قدرتمندترين نيروها در وجود آدمي است. برخي مي‌توانند تسلط زيادي روي شخص و اعمالي مثل خودارضايي داشته باشند و باعث هدرروي هنگفتي در انرژي رواني داشته باشند و زيان‌هاي روحي زيادي به بار بياورند، از آنجاييكه انرژي‌هاي جنسي بخش‌هاي الهي و توسعه روحي هستند، مهم است كه درباره آنها و پتانسيل رمزي‌شان بياموزيد.

شناخت خود بدون شناخت سكس بسيار ناكامل است، اما چيزهاي زيادي براي شرح دادن، مثل وجه روحاني آن وجود دارد كه براي دوره رمزي گذاشته شده است، جايي كه رموز احاطه‌كننده آن كشف خواهند شد.

مشاهده و حذف ايگوها شر اعتيادها را كم خواهند كرد، بايد فعاليتهاي اعتيادي را با چيزهايي برتر جايگزين كرد، بهترين راه براي اينكار اختصاص دادن خود به توسعه روحي و صرف زمان و تلاش براي آن است. تمام انواع اعتيادات مي‌تواند با اين كار مرتفع شود مگر اينكه شخص تا حدي از لحاظ ذهني دچار اختلال باشد كه قادر به اين كار نباشد كه در اين موارد بايد به دنبال دستورات پزشكي باشد.

اعتيادهاي جدي مانعي براي توسعه روحي هستند در حاليكه بعضي تا حدي قابل تحمل هستند (مثل قهوه يا شكلات)، مهم است كه هر گرايش به سمت فعاليتهاي اعتيادي مشاهده شود و به برداشتن آنهايي كه آسيب‌هاي جدي را باعث مي‌شوند پرداخته شود. اين در بعضي موارد مستلزم سعي و تقلا و اراده بسيار زيادي است. مبارزه بر ضد ايگوها و آسيب‌هايي كه باعث مي‌شوند دشوار است اما براي ارتقاء رواني و روحي و حصول بيداري حياتي‌اند.

به هرگونه اعتيادها، مواد، يا الكلي كه ممكن است مصرف كنيد دقت كنيد، ببينيد آنها چه هستند، ايگوهاي مربوط را مشاهده كنيد و آنها را از ريشه بركنيد، به حسياتي كه توليد مي‌كنند نظر بيندازيد، زيرا آنها هويجي هستند كه خر را راهبري مي‌كند. به افكاري هم كه به ميدان مي‌آيند نگاه كنيد و گامهاي لازم را براي غلبه بر آنها برداريد. اگر آنها كاملاً مضر هستند جايگزيني زماني كه صرف آنها مي‌شود با توسعه روحي بسيار مهم است.

شما همچنين لازم داريد تا محاسبه را به كار گيريد و به روز گذشته نگاه كنيد و سعي كنيد تا هرگونه رفتار مضر و اعتيادي را نقطه‌گذاري كنيد. اگر چيزي رخ داده است ببينيد چطور ايگو در آن لحظه شما را به فكر، حس و كار گرفته است.

همچنين به خوابهايتان نگاه كنيد تا ببينيد آيا هرگونه مثالي از اعتيادها و يا هر پيشرفتي در غلبه بر آنها را در آنجا مي‌بينيد.

بلسبوب

تمرين درس هشتم

نگاه به گذشته (Retrospection)

اين تكنيكي است كه به عقب برگشته و به ايگوهايي كه در طول روز ظاهر شده‌اند نگاه مي‌كنيد و مي‌بينيد آنها چگونه باعث بروز اعمال شما شده‌اند.

اين اساساً يك تمرين عطف به ماسبق است، درست مثل يادآوري خوابها، فقط به جاي اينكه خوابها را در هنگام بيدار شدن در صبح به ياد بياوريد، در انتهاي روز به آنچه در طول روز اتفاق افتاده است، نگاه مي‌كنيد.

اين به شما اجازه خواهد داد تا اطلاعات بيشتري درباره حالتهاي دروني مختلف خودتان بدست آوريد.

بدون يك يادگيري كامل در مشاهده خود، معمولاً در روز زمانهايي بدون آگاهي از برخي حالتهاي دروني خاص (ايگوها) و اعمال مضر آنها پيش مي‌آيد. براي همين مفيد است كه به روز سپري شده نظر بيندازيد تا ببينيد چه اتفاق افتاده است، درست مثل نگاه كردن به خوابهايي كه در شب اتفاق افتاده‌اند. گاهي در چنين بازتابي شما مي‌توانيد در يك صحنه ردپاي يك حالت دروني (ايگو) يا اشتباهي كه كرده‌ايد را ببينيد، در حاليكه هنگام درگيري با آن آگاهي نداشتيد يا بروز آن را توجيه كرده بوديد. اگر شما در هر لحظه از روز نسبت به آنچه در درون اتفاق مي‌افتد آگاهي داشته باشيد، در مقايسه با اين تمرين درباره حالتهاي دروني خاص خواهيد توانست چيزهاي بيشتري ببينيد.

مثالهايي از چيزهايي كه مي‌توانيد ببينيد شامل چگونگي رفتار شما در موقعيت‌هاي مختلف زندگي روزمره از ديدن هرگونه احساسات قوي يا نقطه‌گذاري هرگونه حس منفي‌گرايي در پشت رفتارهايتان مي‌تواند باشد. با شروع فرايند كشف خود با نگاه كردن به عكس‌العمل‌ها، فوران‌هاي احساسات، عصبانيت، ترس، تنفر از ديگران، عدم امانت‌داري، منفي‌نگري و غيره؛ تا مي‌توانيد در روزي كه مي‌گذرد آنها را مشاهده كنيد.

همچنين تكرار رفتارهايي كه حالتهاي دروني آنها را باعث شده‌اند و ظاهر شدن دوباره آنها را ببينيد، بويژه اگر اين تمرين هر روز انجام مي‌شود.

تكنيك

براي انجام تمرين، در انتهاي روز بنشينيد يا براحتي دراز بكشيد (البته نه آنقدر دير كه اگر به تمرينهاي برون‌فكني استرال مي‌پردازيد با تمركز آن تضاد پيدا كند يا وقت آن را بگيرد) و به آنچه در آن روز اتفاق افتاده نگاه كنيد، مثل اينكه داريد در يك حالت جداشده فيلم آن را تماشا مي‌كنيد، بدون درگيري با صحنه‌هايي كه اتفاق افتاده است.

بلسبوب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 15:18  توسط whoami 

درس هفته هفتم

 

ايگوهاي شهوت

هر جستجويي در درون سريعاً با شهوت و تمايلات جنسي روبرو خواهد شد. وجه روحاني اين موضوع كه آلكمي خوانده مي‌شود در دوره سفر به روشن‌ضميري پوشش داده شده است. در اينجا فقط اطلاعات مختصري راجع به شهوت (Lust) مي‌آيد و شما ابزارهاي مواجهه با آن را در اين دوره نخواهيد داشت. همچنين طريقه استفاده روحاني از آن را هم تا دوره سفر به روشن‌ضميري نخواهيد دانست. اما به هر حال از آنجاييكه هر مطالعه‌اي در شناخت خود بدون آن ناقص است، در اينجا مقداري اطلاعات اساسي درباره شهوت آمده است.

 

ايگوهاي شهوت

به تعداد دانه‌هاي ريگي كه در مشت مي‌گيريد، ايگوهاي شهوت وجود دارد. شهوت مي‌تواند شخص را به بندگي خودش بگيرد. شهوت اساس ايگوها است و همه كساني كه در بند قدرتش هستند را براي چرخ زندگي به كار مي‌گيرد. همينكه يكي در ماده (matter، جسم‌هاي فيزيكي) غرق مي‌شود، يكي به ماده وارد مي‌شود!

نهايت كار روحي، جنسي (sexual) است. انرژي‌ها با آلكمي براي بيدارسازي به كار گرفته مي‌شود، در حاليكه ايگوهاي شهوت براي توقف كار روحي نبرد مي‌كنند. ايگوهاي شهوت از فرايند تكامل به وجود آمده‌اند و جوانه‌هاي آنها بوسيله ذهن خلق مي‌شوند. آنها حتي مي‌توانند در يك استاد بيدار شده، دوباره متولد شده و باعث سقوط او شوند.

در يك رابطه جنسي معمولي، يك جاذبه جنسي ساده بين زن و مرد وجود دارد. اما با يك ذهن آفرينشگر، اين ايگوها از يك زندگی به زندگي ديگر [در مورد موضوع زندگي‌ها در دوره سفر به روشن ضمیری بحث شده است] چندبرابر شده، باعث به وجود آمدن تمايلات در شخص، يكي پس از ديگري مي‌شوند، از كشش ذهن، انرژي مي‌گيرند و آن را به بخش‌هاي زياد ديگر، به وسوسه‌هاي مختلف و به ايگوهاي ديگر مي‌فرستند. اين ايگوها حتي مي‌توانند عمل جنسي را هم تغيير دهند.

اگر به حيوانات نگاه كنيم، مي‌توانيم ايگوهاي بسيار اساسي را در حال فعاليت ببينيم. در دنياي حيوانات اينها براي يافتن يك جفت مناسب به كار مي‌روند. در دنياي انسانها نيز اينها همان منظور را برآورده كرده و اساس رفتار جنسي بين زن و مرد را پايه‌ريزي مي‌كنند.

زنان خودشان را جذاب مي‌كنند، بسياري هم لباسهايي مي‌پوشند تا بر بخش‌هاي جنسي خود تأكيد بيشتري كنند، برخي به خاطر نحوه آرايش، لباسها، موها و غيره دچار آزار هم مي‌شوند، همه اينها براي اينكه با لاس زدن با مردها يا حركات خود، زيركانه و ماهرانه يا واضح و آشكار در يك فرايند جنسي، آن ايگوها را در مردان تغذيه كنند تا توجه آنها را جذب كنند.

مردان قصد دارند تا زنان را تحت تأثير قرار دهند، شهوت را با نگاه حتي به زنان در خيابان تغذيه كنند به اميد اينكه پاسخ شهوت‌آلود دريافت كنند، گاهي هم با صدا كردن آنها، با خيالبافي در ذهن يا با تصاوير پورنوگرافي و حتي با تصاوير زيركانه تلويزيون و سينما. مردان قصد دارند تا زنان را با پرستيژ، پول و قدرت تحت تأثير قرار دهند. تا موقعي كه ادعا يك بخش تمايلات جنسي مردان است، خشونت به طور نزديك شهوت را دنبال مي‌كند كه مي‌تواند در بسياري از كلوپهاي شبانه سرتاسر دنيا مشاهده شود.

لاس‌زني (flirting) به كار خود ادامه مي‌دهد، از اين طريق است كه شهوت تغذيه مي‌شود. لاس مي‌تواند يك نگاه، حركت، تماس، نزديك شدن به طرف شخص، حرفهايي كه شايد حتي با توضيحات دلالت كننده گفته شود، جوكها يا حتي مي‌تواند يك لبخند باشد. يك لبخند پسنديده از جانب يك طرف مي‌تواند به راحتي از طرف شخص شهوت‌آلود به اشتباه گرفته شود. همه اينها به عنوان رفتارهاي طبيعي تلقي شده و چشم‌پوشي مي‌شوند، اما اگر شما با اينها مخالفت نكنيد و در حال مشاهده باشيد، متوجه حضور شهوت در آنجا خواهيد شد.

چقدر حاملگي‌هاي ناخواسته، بيماريهاي سرايت كننده و روابط ويران شده همه به عنوان نتيجه اينها اتفاق افتاده است؟ تمايلات جنسي ارضاء نشده باعث آشفتگي و مشاجرات در خانواده‌ها مي‌شود. مشاجرات و خشونتهاي خانوادگي به طور پنهان مي‌تواند ريشه در محروم‌سازي جنسي داشته باشد. فقدان تمايل به خاطر تغذيه شهوت مي‌تواند علت ضمني و پشت پرده تلخي زياد در روابط باشد.

تغذيه ايگوهاي شهوت مي‌تواند به طور پنهان در ذهن تصاويري ايجاد كند كه بعداً در خوابها مناظر و اتفاقات شهوت‌آلود را مي‌سازند. در دنياي فيزيكي يك اتفاق ممكن است حتي براي يك لحظه گذرا باشد، اما آنچه واقعاً مطلوب ايگو است به وقوع پيوسته است.

 

رمانس و عاشق شدن

طبيعت براي نزديك كردن دو نفر به منظور انجام عمل جنسي و كنار هم ماندن آنها براي زاد و ولد و مراقبت از توليدشان، راهي دارد. اين راه همان چيزي است كه عموماً "عاشق شدن" (در عشق افتادن) ناميده مي‌شود. اگرچه عشق حقيقي به طور واضح وجود دارد، اما عشق حقيقي از حالاتي كه از شهوت منشأ مي‌گيرد متفاوت است.

در وجه شهواني، دو نفر با هم مواجه مي‌شوند و يك مجموعه برنامه‌ريزي شده ايگوها در مراكز جنسي، احساسات و تفكر توليد حس مي‌كنند، اين همان عاشق شدن است. اما بدون عشق حقيقي اين حالت بزودي مضمحل شده و روابط سحرشده مي‌تواند براحتي از هم گسسته شود در حاليكه دو مجموعه ايگو را در نبرد با يكديگر تنها مي‌گذارد و يا حداكثر اينكه طرفين براي ملاحظه روابط، ناگزير در كنار هم مي‌مانند.

تمايل جنسي هرگز براي مدت طولاني ارضاء نمي‌شود. كسي كه با شريك خود رابطه جنسي دارد، سرانجام آن علاقه جنسي شديد اوليه را از دست داده و مخفيانه يا آشكارا به دنبال ديگران خواهد رفت. اين در آلكمي اتفاق نمي‌افتد، موقعي كه مغناطيس دوطرفه، جذابيت دوطرفه را حفظ و افزايش مي‌دهد.

برخي به دنبال شريك‌هاي مختلف هستند تا ايگوهاي خود در "عاشق شدن" را ارضاء كنند. آنها اغلب با سوءاستفاده از عواطف ديگران به ارضاء شهوت مي‌پردازند و همينكه شهوت ارضاء شد با به جاگذاشتن دلشكستگي به سوي ديگري مي‌روند.

خوشبختانه عشق حقيقي وجود دارد كه از گوهر هستي (essence) مي‌آيد. اين عشق است كه در اين مسير با تقويت گوهر هستي و صورت جسماني يافتن بخش‌هاي وجود، توسعه داده مي‌شود. اين عشق در هيچيك از مراكز پست رخ نمي‌دهد. اين عشق سيماني است كه يك رابطه را نگه مي‌دارد. شهوت دشمن رابطه عاشقانه و پايدار است.

 

تمايلات جنسي پست

با عدم تعادل در مراكز، انرژي جنسي به چهار مركز ديگر رفته و سپس به مركز جنسي برمي‌گردد. اين باعث بوجود آمدن ايگوهاي جنسي در همه چهار مركز ديگر مي‌شود. به اين ترتيب، افكار پر از تخيلات و وسوسه‌هاي حتي آزاردهنده مي‌شود. بعد از اين شخص به طور اجباري به سكس فكر مي‌كند. اين به نوبه خود ايگوهاي جنسي بيشتر و بيشتري را بوجود مي‌آورد. اين چگونگي افتادن يك شخص در روابط جنسي پست (infra-sexuality) با همه تحريفاتش در انرژي‌هاي جنسي است.

هر چه يك تخيل يا حس جنسي در هر يك از مراكز، بيشتر تغذيه شود، آن ايگو بيشتر وجود شخص را خواهد گرفت و جذابيت تمايلات جنسي قبلي با تسلط جديدترها كمتر خواهد شد. به اين ترتيب تمايلات جنسي فرد از جذابيت اصلي خودش تغيير خواهد كرد تا اينكه از نقطه آغاز خودش بسيار فاصله گرفته و در تمايلات جنسي پست غرق خواهد شد.

ايگوهاي شهوت مي‌توانند همه نوع تحريفي به وجود بياورند. تنفس در سكس نقش بازي مي‌كند، براي همين تحريفات تمايلات جنسي مي‌توانند به آنجا هم نفوذ كنند. ايگوهاي جنسي در مركز غريزه باعث خروجي‌هاي دهشتناكي مي‌شوند. تجاوز، قتل... افكار شهواني به مركز تفكر حمله برده و هيجانات جنسي به داخل مراكز محركه و احساسات نفوذ مي‌كنند، لذات جنسي فرد را گرفتار مي‌كنند تا دوباره و دوباره برگشته تا به او حمله كنند.

اين يك مارپيچ سقوط است كه فرد را به دام انداخته و برده خود مي‌كند و او را بيشتر و بيشتر به تمايلات جنسي پست مي‌كشاند.

ايگوهاي شهوت نافذ هستند، حسيات بوجود آمده بوسيله ايگوها مي‌توانند فضاي شهوت‌آلودي را بر يك مكان يا اتفاق حكمفرما كنند. اين فضاها و تصاوير ذهني در شب و در مناظر خوابها دوباره زنده مي‌شوند تا دوباره آن مكانها و موقعيتها را شكل دهند.

 

خودارضايي

خودارضايي (Masturbation)، ايگوهاي جنسي جديدي را سريعاً خلق كرده و تقويت مي‌كند. همچنين باعث خلق incubi و succubi مي‌شود كه ايگوهايي چنان قدرتمندند كه زندگي خودشان را در استرال توسعه مي‌دهند و همراه با سرسختي، با تمايلات پي‌درپي خود به شخص حمله مي‌كنند. اين انواع خاص ايگوها فقط در آلكمي به صورت كامل قابل حذف هستند، هنگامي كه آتش مقدس روشن شده باشد.

خودارضايي همينكه شروع شد، يك نيروي اجباركننده مي‌شود براي همين بايد مانند يك اعتياد ترك شود. تغذيه وسوسه‌ها، تمايلات جنسي را به سمت آنها مي‌كشاند كه باعث ناتواني جنسي و يا فقدان تمايل به داشتن رابطه جنسي در زندگي واقعي مي‌شود. انرژي گرانبهاي جنسي تحليل رفته و ناتواني جنسي درازمدت حاصل مي‌شود. همچنين مغز به صورت زيان‌آوري تأثير مي‌پذيرد، قابليتهاي ذهني كاهش پيدا كرده و شخص ضعيف مي‌گردد.

هيچكس نمي‌تواند خودارضايي كند و در عين حال در مسير روحي قدم بردارد.

 

همجنس‌گرايي

خودارضايي قدرت ايگوها را افزايش مي‌دهد و باعث خلق ايگوهاي جديدي شده كه بر قبلي‌ها مسلط مي‌گردد و راهي است كه يك فرد همجنس‌باز مي‌شود و اين راهي است كه به قهقرا مي‌رود و بعد از يك نقطه مشخص، راهي براي بازگشت از آن نيست، حتي اگر شخص به تمرين آلكمي بپردازد. ايگوها محركات جنسي اصلي را به غايت تغيير داده‌اند. اگر ايگوها روشي كه فرد راه مي‌رود را تغيير دهند به عنوان مثال يك مرد شبيه زنان راه برود، اين نشانه آن است كه فرد به نقطه بدون بازگشت رسيده است.

اين ايگوها از يك زندگی به زندگی ديگر تكثير و تقويت مي‌شوند و همانطور كه آمدن به اين زندگي با ايگوهاي زندگي گذشته است، شخص با تمايل جنسي به هم‌جنس خودش متولد مي‌شود، و رفتار و منش جنس مخالف را دارد، جسمي كه بازتاب درونيات آن است، مونث همچون مرد و مذكر همچون زن به نظر مي‌رسد و جسم حياتي كه به صورت غلط پلاريزه شده است.

اين فرايند همچنين بر هورمونها تأثيرگذار است؛ هورمونهاي جنسي ماده باعث رفتارها و اندامها و ويژگيهاي فيزيكي زنانه مي‌شود، در حاليكه در مردان باعث اندامها و ويژگيهاي فيزيكي مردانه مي‌شود. در اين تمايلات جنسي، مشخصات متضاد حاصل مي‌شود.

مشخصات جنسيتي اوليه، اندامهاي جنسي هستند و مشخصات ثانويه؛ منش، توزيع موها و چاقي، صدا و الگوهاي گفتار، برآمدگي پستانها، لبها و غيره هستند. همانطور كه فانتزي افزايش مي‌يابد، شخص از تغذيه مشخصات ثانويه مخالف لذت مي‌برد، همانطور كه ويژگيهاي مخالف رشد مي‌كنند، هر تغييري در اين جهت باعث افزايش گرايش به هم‌جنس مي‌شود و اين از یک زندگی به زندگی ديگر مي‌رود. در انتهاي اين فرايند، شخص يك transsexual متولد مي‌شود كه داراي مشخصات جنسيتي اوليه يك جنس و مشخصات ثانويه جنس ديگر است...

هنگامي كه جاذبه جنسي مغناطيس طبيعي معكوس شود، ديگر عقب‌زني نسبت به هم‌جنس وجود ندارد. اما جنس اصلي فرد هنوز همان است. اين هيچگاه درست نمي‌شود، انرژي‌ها تغيير يافته و پيوند دو هم‌جنس همچنان نيروهاي دافعه معيني توليد كرده و باعث خلق لاروهاي استرال مي‌شود. دو مغناطيس با قطبهاي همسان در كنار هم قرار گرفته و توليد نيروهاي دافعه مي‌كنند، براي همين رابطه جنسي بين دو قطب همسان مخلوطي از دو نيروي دافعه اساسي است، اگرچه به صورت جزئي به صورت ديگري پلاريزه شده باشند. در دنياي درون اين بسيار تنفرآور است.

 

شهوت و ناخودآگاه

ايگوهاي شهوت‌آلود به درون مراكز پنجگانه مي‌روند و از اينرو شهوت اساس همه ايگوها است، شهوت مي‌تواند نفوذ كرده و بخش عظيمي از ناخودآگاه را تشكيل دهد. تمايلات جنسي هم مي‌توانند به درون چهارچوب خودآگاهي شخص بروند هم بيرون آن و باعث بروز ناخودآگاهانه اعمال، رفتار و افكار شوند.

در شب، فانتزي‌هاي جنسي مي‌توانند كورس خود را فارغ از موانع جامعه و كدهاي اخلاقي رفتار، اجرا كنند، و در نتيجه حتي مردمان محترم ممكن است خود را در حال ارتكاب همه نوع اعمال جنسي ببينند.

هرچند اين بالاترين لذت است، اما شهوت بيشترين درد را نيز به همراه آن مي‌آورد. اين همان چيزي است كه هر كس را در برنامه طبيعت نگه مي‌دارد، اين هماني است كه همه ايگوها را حمايت كرده و تغذيه مي‌كند، افكار، حسيات، عواطف، تجارب روحي و خودآگاهي همه تبديل‌شده انرژي جنسي هستند كه هرچه از شهوت پاك‌تر باشد، حس روحي بيشتري مي‌تواند وجود داشته باشد و هرچه شهوت‌آلوده‌تر باشد، ايگوهاي بيشتر و انرژي‌هاي كثيف آن بيشتر غالب خواهد بود. اين انرژي جنسي است كه بخش‌هاي روحي را در درون مي‌سازد و دريافت مي‌كند. "كونداليني" همان انرژي جنسي است. [kundalini انرژي حياتي است كه هندوها اعتقاد دارند در تيره پشت نهفته است تا اينكه از طريقي همچون تمرينات يوگا براي رسيدن به روشن‌ضميري به كار فراخوانده شود].

 

عفت

عفت (chastity) براي رسيدن به روحانيت، حياتي است. اين فقط به معناي فقدان شهوت نيست، بلكه انرژي الهي است كه شهوت را دفع مي‌كند. عفت با حذف ايگوها، تعادل‌بخشي به مراكز و با تمرين درست آلكمي حاصل مي‌شود. همانطور كه شخص در مسير روحي پيش مي‌رود قدرت عفت واضح‌تر مي‌شود.

در اين كار روحي انرژي‌هاي كثيف شهوت‌آلود پاك مي‌شوند، ايگوهاي شهوت به تدريج حذف مي‌شوند و انرژي‌هاي يزدانيِ سعادت و آرامش، حاصل مي‌شود. شما نمي‌توانيد شهوت و كار روحاني را با هم داشته باشيد. شهوت و آرامش روحي دو چيز متضاد هستند و نمي‌توانند در كنار هم باشند، وجود يكي مستلزم نبود ديگري است.

 

تجرد

عفت نبايد با تجرد اشتباه گرفته شود، كه اين طبيعت انرژي‌هاي جنسي را كيمياگري نكرده و تغيير ماهيت نمي‌دهد، بلكه گريختن از رابطه جنسي است. به خاطر طبيعت اين انرژي‌ها، هر حالت و فكر درباره شهوت ويرانگر است و انرژي‌هاي جنسي را تغيير مي‌دهد. كساني كه مجرد مي‌مانند اغلب از انرژي‌هاي جنسي به ديگر مراكز كانال مي‌زنند و اين حالت عزب مي‌تواند يك بيزاري و دافعه نسبت به رابطه جنسي ايجاد كند و در نهايت اين افراد كشش جنسي خود را از دست مي‌دهند و اين از یک زندگی به زندگی بعدي منتقل مي‌شود.

فرد مجرد معمولاً در حالت ستيز است، در حاليكه در ظاهر نسبت به سكس خوددار است در درون در حال سوختن از تمايلات است و اغلب با خودارضايي و افتادن در تمايلات پست، بنده تمايلات خويش مي‌شود.

 

نكته‌هاي آخر

اراده و عزم لازم است تا جلوي ايگوهاي شهوت گرفته شود. مسأله تغذيه آنها يا انجام كار روحي است، اينها هر دو با هم جمع نمي‌شوند. هر كدام در جهات مختلف حركت مي‌كنند.

در آلكمي، انرژي‌‌هاي جنسي از آلوده شدن و پر شدن از ايگوهاي شهوت حفظ شده و به حالت خالصي كه با آن قادريد انرژي‌هاي تمايلات جنسي را به صورت غيرشهوت‌آلود به كار بريد، تبديل مي‌شوند.

ايگوها به طور كلي مراكز را دچار عدم تعادل كرده و حفاظت آنها را مختل مي‌كنند، به طوريكه شهوت وارد مي‌شود. بنابراين مهم است كه روي همه ايگوها كار شود تا مراكز از آنها بويژه از ريشه اصلي آنها كه شهوت است پاك شود.

همانطور كه ايگوهاي مختلف حذف مي‌شود و آلكمي تمرين مي‌شود، كشش جنسي به حالت طبيعي و دست‌نخورده اصلي خودش برمي‌گردد. آلكمي لازم است چون آتش يزداني است كه با آتش‌هاي شهوت مبارزه مي‌كند. بدون آن رهايي از زنجيرهاي شهوت غيرممكن است. شهوت فرد را در يك زندگي تلخ و دردناك بدون اميد به روحانيت واقعي نگه مي‌دارد.

ايگوها در را به روي عشق مي‌بندند و حذف ايگوها در را به روي عشق باز مي‌كند. عشق در زوجيني افزايش مي‌يابد كه آلكمي را تمرين مي‌كنند؛ كه با آن هر يك با حركت به سمت ديگري رشد مي‌كند. اين اساس كار روحي درست است. از آن در نهايت، سعادت وجود پديدار گشته، آرامش و شادي حقيقي حاصل مي‌شود، زنجيرهاي چرخ زندگي شكسته شده و شخص به آسمانها و آزادي مي‌رسد.

                                                                                                                  بلسبوب

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 14:58  توسط whoami 

درس هفته ششم

شهود

شهود (Intuition) يا بصيرت، حسي است كه به ما اجازه درك بعضي اطلاعات معين را مي‌دهد بدون اينكه قادر باشيم با ذهن يا حواس پنجگانه آن را بدست آوريم. اين يكي از قابليتهاي روحي است كه مي‌تواند درا ين دوره‌ها توسعه داده شده و بسيار مفيد باشد.

با شهود مي‌تواند حسي القاء كند كه به طور مثال چيزي درست نيست يا به شما بگويد كه كاري غير از آنچه چيزهاي ديگر به شما امر مي‌كنند را انجام دهيد.

اطلاعات، از بخش‌هاي روحي كه در ابعاد بالاتر قرار دارند به ما مي‌رسند بنابراين مي‌توانيم از خطرات و چيزهاي ديگر، از قبل آگاهي داشته باشيم زيرا اتفاقاتي كه قرار است به وقوع بپيوندد ابتدا در ابعاد بالاتر رخ مي‌دهد و اطلاعات آنها از ابعاد بالاتر در اينجا به ما مي‌رسند.

هركس به تناسب حدود مشخصي از اين حس را دارد و احتمالاً اكثراً آن را تجربه كرده‌اند. مسأله اينجاست كه بيشتر مردم به آن توجهي ندارند و آنرا توسعه نمي‌دهند.

مشكل اصلي، ذهن است. زيرا "ظن شهودي" (intuitive hunch)، كه از بخش‌هاي روحي به دنياي فيزيكي مي‌آيند و احساس اوليه آن كه ما را به انجام كاري امر مي‌كند در اغلب موارد توسط ذهن مغلوب مي‌شود. براي همين ما مي‌گوييم كه در اين مواقع بايد از حسيات (feelings) تبعيت كرد.

همينكه ارتباط بخش روحي (Spiritual part) با روان (psyche) در جسم فيزيكي، بوسيله ذهن و از طريق استدلال، مورد مداخله واقع شد، اطلاعات شهودي هم رفته است. فقط هنگامي كه گذشته را به ياد مي‌آوريد مي‌توانيد درك كنيد كه حس اوليه‌اي كه داشتيد درست بوده است، و همينكه شما دليل آورديد آن را تباه كرده‌ايد.

به عنوان يك مثال ساده شما در يك سوپرماركت هستيد و حس شما مي‌گويد كه به جاي صف كوتاهتر به صف طولاني‌تر بپيونديد، ولي شما استدلال مي‌كنيد كه اين صف كوتاهتر است پس سريعتر است. به هر حال آنچه بعداً اتفاق مي‌افتد آشكار مي‌كند كه استدلال شما غلط بوده و در صف كوتاهتر مشكلي بوجود آمده است. ماشين كارت اعتباري درست كار نمي‌كند! و صف كوتاهتر به يك انتظار طولاني تبديل مي‌شود.

اين مثال به طور واضح نشان مي‌دهد كه شهود، اطلاعات پيشاپيش به ما مي‌دهد و اگر شما بخواهيد مي‌توانيد جلوتر را ببينيد. به خاطر وجود اين قابليت، شهود مي‌تواند شما را از خطر آگاه كند، پس بايد از آن كه عموماً "ظن" (Hunch) اوليه خوانده مي‌شود، پيروي كنيد كه اگر استدلال كنيد ممكن است به دردسر بيفتيد.

با دنبال كردن حس شهودي به صورت كاملاً ساده، شهود همچنين مي‌تواند اطلاعاتي كه لازم داريم را بدون اينكه از قبل شناختي داشته باشيم به ما بدهد. به عنوان مثالي ديگر؛ همسرم و من در ملكي براي امضاء قرارداد كرايه، در زمان معيني قرار ملاقات داشتيم. در حاليكه من بعد از انجام كاري قبلاً به آنجا رفته بودم قرار بود دوستمان همسرم را با اتومبيلش برساند. او از همسرم آدرس اداره و نام ملك را سوال مي‌كند كه او هم نمي‌داند. آنها به ناحيه مورد نظر مي‌رسند در حاليكه نمي‌دانستند به كدام سمت بايد بروند. سپس همسرم تصميم مي‌گيرد تا از شهودش پيروي كند. براي همين شروع به قدم زدن در راهي كه شهودش به او مي‌گفت مي‌كند. اين خيابان و آن خيابان كه ناگهان نسبت به ملكي با در كوچك احساس كشش پيدا مي‌كند اما از آن صرفنظر كرده و به راهش ادامه مي‌دهد. سپس دوستمان را صدا زده و به محلي كه احساس كشش پيدا كرده بود برمي‌گردند. آنها به داخل آمدند در حاليكه من مشغول امضاي قرارداد بودم.

براي اولين باري كه من درباره شهود مطالبي شنيدم، خيلي زود فرصتي پيدا شد تا آن را به كار ببرم. من در حومه شهر در راههاي باريك روستايي در حال رانندگي بودم كه اين احساس به من دست داد كه بايد از سرعتم بكاهم، تصميم گرفتم كه به اين حس عمل كنم براي همين سرعتم را كاهش دادم و در يك خميدگي جاده بسيار آهسته به رانندگي ادامه دادم و در حالي كه ابتدا قادر به ديدن گوشه راه نبودم متوجه شدم كه درختي در وسط جاده افتاده است كه اگر سرعتم را كم نكرده بودم مستقيم به آن برخورد مي‌كردم.

در چندين مورد كه در يك شهر گم مي‌شدم، خودم را با استفاده از شهود هدايت مي‌كردم به طوريكه هر دفعه بدون نقشه دقيقاً به مقصدم مي‌رسيدم.

شهود يك حس حيرت‌آوري است كه ما را در تفسير نمادها و آموزه‌هاي خوابها در جهان استرال نيز ياري مي‌دهد. آنها اگرچه ممكن است براي ذهن چندان آشنا نباشند اما شما مي‌توانيد معني عميق آنها را با شهود كشف كنيد. هرچه در اين مسير بيشتر پيشرفت مي‌كنيد اين براي شما بيشتر و بيشتر پيش خواهد آمد، همانند يك الهام تا شما معني عميق آنها را درك كرده و بدانيد چه بايد بكنيد.

به طور كلي خوابها وجه نمادين دارند. اگر به آنها به صورت ساده نگاه كنيد ممكن است چيز زيادي در آن نباشد، اما وقتي شما حس شهودي اوليه خود را هنگام بيدار شدن به كار مي‌بريد، متوجه مي‌شويد كه به وجه معيني از زندگي شما دلالت مي‌كند. آن به شما اطلاعاتي راجع به يك شخص، يك موقعيت و غيره مي‌دهد و شما آن را فهميده و خواهيد دانست قرار است چه چيزي اتفاق بيفتد يا چه پيامي در آن است. به اين روش شما به تدريج شروع به تفسير خوابهايتان و نمادهاي داخل آن مي‌كنيد. اين براي توسعه دروني بسيار مفيد است زيرا همانطور كه شما به تدريج خوابهايتان را بيشتر و بيشتر به خاطر مي‌آوريد، به طور شهودي دريافت مي‌كنيد كه يك خواب مشخص به معني تغيير يك وجه زندگي است كه بايد انجام دهيد، يا بر روي كدام ايگوها بايد به صورت فوري كار كنيد، كدام موقعيتها براي شما يا ديگران مضرند و غيره.

ما با شهود مي‌توانيم معني نمادهايي كه در خواب به ما نشان داده مي‌شود را درك كنيم، يك نماد خاص مي‌تواند گاهي اوقات معاني مختلفي داشته باشد، كه توسط شخص درستكار از طريق شهود قابل فهم است. مهم است كه هيچ نماد رمزي را كه در استرال مي‌بينيد به هيچ كسي نگوييد، زيرا رازداري در آنجا بسيار مهم است و اگر شما به ديگران بگوييد ممكن است تا زماني ديگر به شما نشان داده نشود.

گاهي در استرال يا در خواب ممكن است يك موجود جلوي شما ظاهر شود و چيزهايي به شما بگويد، با نگاه كردن به آنها و به كار بردن حس شهود، مي‌توانيد متوجه شويد كه آيا آن وجود خوب است يا بد است. اگر به چشمان موجود نگاه كنيد، اگر بد باشند اغلب ذاتشان نمايان مي‌شود. چشمان آنها مي‌تواند آنها را رسوا كند و از گمراهي شما نسبت به آنها به خاطر چيزهايي كه مي‌گويند، جلوگيري كند.

اگر شما اين كار را با جديت انجام دهيد، حس شهودي با بيشترين قابليت خودش كار خواهد كرد و شما خواهيد توانست واقعيت حقايق هستي و كتابهاي آسماني را درك كنيد. اگرچه با استدلال ذهن، يك چيز خاص مي‌تواند غيرممكن به نظر برسد اما با شهود شما حقيقت وجودي آن را مي‌فهميد.

شهود حس چنان مفيد و با قابليت گسترده‌اي است كه افزايش كارايي آن ارزشمند است، زيرا در حالت عادي بسيار فرسوده است و به درستي كار نمي‌كند. خوشبختانه راههايي براي افزايش آن وجود دارد؛ با يادگيري استفاده از آن و اعتماد به آن، با انجام كار روحي و با استفاده از يك مانترا، كارايي آن افزايش مي‌يابد.

اين مانترا بر چاكراي قلب كه قابليت شهود را داراست، عمل مي‌كند. اطلاعاتي كه از بخش روحي به جسم فيزيكي مي‌آيند، به يك ذره اتم در قلب فرستاده مي‌شود، اگر اين چاكرا به خوبي كار نكند، اين اطلاعات از بين مي‌رود و بيشتر به استدلالهاي ذهن گوش خواهيم كرد.

مانترايي كه قرار است به كار بريم حرف واول "اُ" است.

با هر تنفس شما واول اُ را تلفظ مي‌كنيد تا نفس تمام شود. همانند مانتراهاي تصويرسازي استرال، شما با بيني نفس مي‌كشيد و همانطور كه نفس را بيرون مي‌دهيد آنرا تفلظ مي‌كنيد، "اُاُُاُُاُُاُُاُُاُُاُُاُ...."، ("ooooooo..."). ابتدا با صداي بلند شروع كنيد و سپس به تدريج آهسته‌تر انجام دهيد تا جاييكه فقط آن را با ذهن تلفظ كنيد. همانطور كه آن را تلفظ مي‌كنيد، ديسكي را تصور مي‌كنيد كه در ناحيه قلب در حال چرخش است، اين گلهاي نيلوفر آبيِ چاكراها (the lotus flowers of charkas) است كه به يك ديسك چرخنده شباهت دارد. شما بايد اين مانترا را تلفظ كنيد و همزمان ديسك چرخنده در ناحيه قلبتان را هم تصور كنيد. بايد اشاره كنم كه اين مانترا فقط به شهود كمك نمي‌كند بلكه براي تصويرسازي استرال (astral projection) نيز مفيد است.

براي تصور درست جهت چرخش چاكرا، تصور كنيد كه آن شبيه يك صفحه روي ميز به صورت ساعتگرد مي‌چرخد.

همچنين لازم به ذكر است كه با اين مانترا، اين چاكرا به صورت موقتي فعال مي‌شود، بنابراين براي فعالسازي كامل آن بايد به كار روحي پرداخت.

بلسبوب

تمرين درس ششم

تلفظ مانتراي اُ براي تقويت شهود

تمرين اين هفته سعي در تمرين تلفظ مانتراي اُ براي تقويت شهود است چنانكه قبلاً اشاره شد.

در زمان مناسبي از روز در حالت نشسته يا درازكشيده در يك موقعيت راحت قرار بگيريد و مانتراي اُ را براي تقويت چاكراي قلب تلفظ كنيد.

با تلفظ ده دقيقه در ابتداي هفته شروع كنيد و به تدريج آن را تا زماني كه فكر مي‌كنيد براي شما راحت است در انتهاي هفته افزايش دهيد. اگر وقت داريد مي‌توانيد آن را براي حداكثر يك ساعت هم انجام دهيد. بيشتر از آن مي‌تواند خسته‌كننده باشد.

متوجه خواهيد شد كه اگر آن را هرجا كه توانستيد با خودتان تلفظ كنيد بيشتر سودمند خواهد بود. بعد از اين هر گونه برق شهود را كه در طول هفته ممكن است داشته باشيد را تماشا كنيد و آن را هر جا كه هست به كار ببريد. شهود به دلخواه خودش ظاهر مي‌شود و شما نمي‌توانيد آن را مجبور كنيد تا اتفاق بيفتد. شما فقط بايد آن "ظن" اوليه هنگامي كه ظاهر مي‌شود را تشخيص بدهيد.

همچنين ببينيد آيا مي‌توانيد معني خوابهايتان را بهتر درك كنيد. فراموش نكنيد كه به مشاهده خودتان ادامه بدهيد.

بلسبوب

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 20:53  توسط whoami